مجله اینترنتی فانوس : عاشورا موسم گریه و مویه بر ستمی است که بر آل الله رفته است. زمانی برای نوحه کردن و خروشیدن بر ظلم یزید.
%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86
موقع غروب است‌.
با طلوع خورشید بر نیزه انسان، در نینوا با یونس به لیل الالیل می رود.
سیاه تر از سیاه
شب تر از شب
این‌گونه است که عصر روز دهم به گفته‌ی صاحب المراقبات هم‌روحان و هم‌راهان حسین ابن علی علیهما سلام را خواب و آرامشی فرا می‌گیرد که وصف شدنی نیست.
شب که از نیمه بگذرد و شفق خروس سحری را دیده بگشاید و فلق جان ساکن خستگان را قوت برخاستن بخشد، جنبش اربعینیه روح دوباره‌ای به خون‌هایی می‌دهد که از ثارالله بر زمین ریخت و با ضریب ابدیت در نهاد آزادگان شیدای اباعبدالله نهاده شد‌.
آری، این همان خونی است که جعفر ابن محمد  علیه السلام در زیارت اربعین فرمود: از قلب او بذل شد تا انسان از نادانی و گمراهی و شک بیرون بیاید. «و بذل مهجته فیک لسینقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله»
پس آن‌کس که ذره‌ای شرافت برای او باقی مانده باشد؛ به حرکت در می‌آید تا در مسیر رجعت به حسین بپیوندد.
حقیقت زیارت به بیان بهجت‌العارفین مرحوم آیت‌الله تقی بهجت آن است که بدانی بین امام زنده و امامی که به جوار رحمت کوچ نموده فرقی نیست و این نکته‌ای است که راز اربعین را هویدا می‌کند.
در روز عاشورا دو گروه میان معرکه هستند؛ آن ها که با حسین می جنگند و آن ها که پای حسین ایستادند.
اما روز اربعین که بار دیگر حسین طلوع می‌کند و مغناطیس محبت اباعبدالله الحسین روحی فداه دلبری‌اش را از سر می‌گیرد،یزیدیان را به صحن کربلا راهی نیست‌.
حقیقت اربعین که در آن از فرط زائر افراد از زیارت ضریح فارغ می‌شوند؛ استلام ضریح او نیست بلکه ملاقات حسین در راهی است که از خورشید غدیر آغاز شده و تا سیدالشهدا، دست شیعه را نه به بارگاه امام شهید و بر خاک رفته، بلکه به لبیک امام حاضر ناظر قائم بصیر خبیر تشنه‌ی یاری مفتخر می‌نماید.
حقیقت اربعین آن است که بدانی برای پیروی از حق هیچ‌گاه دیر نیست. تو می‌توانی به کربلا بروی و مسیر به خون نشسته‌ی روز دهم را در روز بیستم به سمت دیگری برگردانی به شرط آن که شروع مسیر راهپیمایی ات علی و ولایت علی باشد‌.
اربعین تشان می‌دهد که حق در تاریخ متوقف نمی‌شود.
جبر تاریخ حق ندارد و نمی‌تواند حسین را در کربلا و گودال قتلگاه تمام کند‌‌.
باید حرکت کنی تا تاریخ تکرار نشود‌.
باید پیاده بروی تا بتوانی ببینی، بدانی و فرصت کنی بفهمی…
خودشان خبر دادند که حقیقت را نشانمان می دهند: سنریهم فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق
پس برادر و خواهر من!
شما پیاده به سوی او نمی روید.
حسین و عباس پیاده به استقبال‌تان آمده اند.
آن ها زمین را به پای پیاده زیر پای تان به جنبش درآوردند و زمین بسان رود از زیر پای شما حرکت می کند تا بین گذشته و آینده پل بزند.
این پیاده روی شما نه جبر تاریخ، بل نظم تاریخ را بهم زده است.
تاریخ می شود آن چه تو بنویسی و تو بخواهی!
تو به حرم می روی و مدافع آن می‌شوی و به یک یک هم‌نفسانت می‌گویی بیائید تا چادر به غارت رفته‌ی زینب را پیدا کنید و دوباره با احترام به خیام حرم ببرید.
ارباب روز واقعه از یاران صبوری خواست و پس از آن شما را درراین راه دید و سپس به یاران  وعده کرد که بعد از عاشورا دیگر هیچ ذلتی نخواهند دید.
…و شما زائران اربعین تحقق آن وعده‌ی یحیای جاوید خاندان محمد صلی الله علیه و آله  سلم هستید.
این راز اربعین است
مطالب مرتبط