اظهارات تکان دهنده دانش آموز ۱۲ ساله درباره مادرش و یک شب سیاه

به گزارش مجله اینترنتی فانوس : مرد که همـــسرش را به قتـــل رســـانــده بود، به زودی محـاکــمـه می شود.با فانوس همراه باشید اظهارات تکان دهنده دانش آموز ۱۲ ساله درباره مادرش و یک شب سیاه

اظهارات-تکان-دهنده-دانش-آموز-۱۲-ساله-در

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اظهارات تکان دهنده دانش آموز ۱۲ ساله درباره مادرش و یک شب سیاه

به گزارش فانوس به نقل از گروه حوادث رکـــنــا، اواخر اسفـــند ماه ۹۵ پســـر ۱۲سالـــه ای به نام آرش راز وحشـتــنـــاکی را که دو روز در سینـه اش پنـــهان کرده بود برای معلــمش برمــلـا کرد.

فانوس : این پسر گفـت: پدر و مادرم همیـشه با هم درگـــیر بودنـد. تا ایـــنکه آخرین بار حدود یک ماه قبـــل پدرم مادرم را مفصــل کتک زد. پای راست مادرم شکستـه و ورم کرد، او شبـها از درد نمــی خوابیـد اما پدرم اجازه نمـــی داد مادرم از خانــه بیرون برود و یا با کســی تمـاس تلفـــنی داشتــه باشد. مادرم شبـــهـا تب داشت امـا پدرم او را در اتاق زنــدانـــی Prisoner می کرد. این پســـر که از شدت ترس به خودش می لرزید ادامـــه داد: دو روز قبــل وقتـــی از خواب بیــدار شدم پدرم را بالـای سر مادرم دیدم. مادرم دیـــگـــر نفــس نمـی کشید. پدرم تهـدیدم کرد اگــر با کســی حرفی بزنـــم مرا هم ماننــد مادرم می کشـــد.

فـــــانــــــوس : به دنـبــال اظــهارات تکـان دهــنــده ایــن پســـر مدیــر مدرسه با کلانــتری شهـرری تمـــاس گرفـــت و آنـها را در جریــان قرار داد. به ایـــن ترتــیب وقتی ماموران کلــانتری به خانـــه پدری آرش رفـتــنــد با جنــازه مادرش به نام فریده روبه رو شدنـد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اظهارات تکان دهنده دانش آموز ۱۲ ساله درباره مادرش و یک شب سیاه

فانوس : جنـــازه زن ۵۳ساله به پزشکـــی قانونی منـــتـــقـــل شد و پزشکی قانونی علـــت مرگ را پخــش شدن عفونت در بدن ناشی از شکـســـتـگـــی اســتــخوان پا اعـلام کرد. به ایــن ترتــیـب پدر آرش به نام آرمـــان بازداشــت شد. ایـــن مرد ۶۰ سالــه در بازجویی مقــدمـــاتی به قتــل Murder همـــســـرش اعـــتـــراف کرد و گفــت: سالها به تنـــهـایی زنـــدگی می کردم تا ایـــنکــه ۱۵سال قبـــل به پیــشــنهــاد یکی از دوستــانم با فریده آشنا شدم و با او ازدواج کردم. فریده زن بهانـه گیــری بود و زنــدگـی ام را با حقوق بازنشـــستـــگی اداره می کردم. او مدام به من طعـنه می زد و به خاطر حقوق کم با من درگیــر می شد. به همیـــن خاطر بارها او را کتـــک زدم. آخــرین بار وقتـی با فریـده درگیــر شدم او را هل دادم که از پله ها به پایــین سقوط Fall کرد و پایــش شکست. من چند بار می خواســتـم او را به بیمارســتان ببــرم اما خودش مخالفت کرد.

به دبـنــال بازسـازی صحـــنه جرم Crime پدر و مادر فریــده در دادسـرا حاضر شدنــد و برای دامــادشــان حکـــم قصـــاص خواسـتنـد. آرش امـا اعـلـام کرد حاضر به قصــاص پدرش نیســت. به ایــن ترتیـب پرونده مرد همسرکش به دادگــاه کیفـری یک اســتــان تهـران فرستـــاده شد تا به زودی به آن رسـیــدگــی شود.