به بهانه ازدواج عکس های شخصی و برهنه ام را برای دوست پسرم فرستادم و …

به گزارش مجله اینترنتی فانوس : چـنـــد روز بعد که در شبکـــه اجـــتـــمـــاعی تلگرام با هم در حال گفت و گو بودیـم آرش ناگهان از من درخواسـت عجیـــبی کرد او از من خواســـت که چنـــد تا از عکـس های شخــصــی و بدون حجــابم را برایــش بفــرستم و دلیلش هم ایـن بود که چون می خواهــد با من ازدواج کند می توانــد مرا بدون پوشش ظاهـری ببـــیــنـد.با فانوس همراه باشید به بهانه ازدواج عکس های شخصی و برهنه ام را برای دوست پسرم فرستادم و …

به-بهانه-ازدواج-عکس-های-شخصی-و-برهنه-ام

ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ

به بهانه ازدواج عکس های شخصی و برهنه ام را برای دوست پسرم فرستادم و …

فانوس : دخـتـــر 22 سالـه ای که از سوی چنــد جوان در شبکه های اجتــمـــاعــی مورد تهـــدیــد قرار گرفـــتـــه و برای شکــایــت به پلیس فتــای استان اصــفــهـان آمده بود، عملــکرد بد خود در ارتـباط با افراد غریبه و نامحـرم را باعـــث به وجود آمـدن این وضعـیت عنوان کرد.

سارا که مدام اشـک می ریــخـــت گفـــت: پدرم یک کارگر ساده و مادرم هم خانـه دار اسـت، آنهــا به دلیـل فاصـــلـــه سنی زیـادی که با من داشـتنـــد هرگــز نمـــی توانســتنــد مرا درک کننــد و به همین منــظور هم هیــچ گونه نظـــارتی بر روی رفـت و آمدهای من نداشــتنـد و مرا آزاد گذاشـــتـند تا با هرکس که می خواهم ارتبــاط دوستــی داشتـــه باشـــم.

او ادامـه داد: همین باعــث شد که از 15 سالــگـــی به کشـیــدن قلیـان و تفریـــحـات ناســالـم و ارتـبــاط دوستـی با افراد غریــبـــه و پســـران نامـحرم رو بیـــاورم.

فانوس : در همیــن رفـــت و آمــدهـــا بود که با آرش دوست شدم، دوستـی من و آرش بســیـار صمیـــمی شده بود تا جایی که با هم مرتــب به پارک و سینـــمـــا و شهربازی می رفـتـــیــم و کم کم به هم علـــاقمـنـــد شدیـــم تا ایــنکـــه او به من پیــشنـهاد ازدواج داد و من هم قبول کردم .

ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ

به بهانه ازدواج عکس های شخصی و برهنه ام را برای دوست پسرم فرستادم و …

فانوس : چنـــد روز بعـــد که در شبــکــه اجـــتمــاعی تلگرام Telegram با هم در حال گفت و گو بودیــم آرش ناگـهــان از من درخواست عجیبـی کرد او از من خواست که چنــد تا از عکس های شخـــصــی و بدون حجابم را برایش بفـــرستـم و دلیـلـــش هم ایــن بود که چون می خواهد با من ازدواج کند می تواند مرا بدون پوشش ظاهری ببـینــد. من که از تصـــمـــیـم آرش برای ازدواج خیـلی مطمئن بودم و به او اعــتــمــاد کامـل داشتم چنـد تا از عکس های بدون پوشش و حتی برهـنــه خود را برایـش ارسال کردم.

یک هفته بعــد از ایـن کار متوجه شدم که آرش به من خیــانـــت بزرگـی کرده و عکس های مرا به چهارنفر از دوستانــش ارسـال کرده اسـت.

فــــانـــــوســــــ : حالا این چهار نفر مرتب در تلگرام برایـــم مزاحمت ایــجـاد کرده و مرا تهـدیـــد می کنند که اگر به خواســـته آنـــها تن ندهـــم عکـس هایم را برای خانواده ام ارسـال کرده و موضوع ارتبــاطم با آرش را به پدر و مادرم خواهــنـد گفت.

من با حمـاقـتـی که مرتـکـــب شدم باعث شدم که حالـا اســیـر تهدیـد های ایــن چهار جوان شیـــطان صفـــت شوم حالا نمی دانم که چطور از دست آنـهـا خلاصی پیــدا کنــم، تو را به خدا به من کمک کنـــیـد!

فانوس : ای کاش برای ارتباطم با دیگران حد و مرزی قائل می شدم و با ارتـبــاط های نامـتعـــارف و دوستـی با افــراد غریـبــه زنـدگــیــم را ایـن طور نابود نمــی کردم

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

شما باید وارد شوید تا قادر به ارسال دیدگاه باشید.