به پارتی ای دعوت شدم که هر رو دوستم در آن مورد تجاوز و سوء استفاده قرار گرفتند

به گزارش مجله اینترنتی فـــــــانـــــــوس : شانس آوردم و فکـــــر می کنم خداخیلی دوستم دارد، از پرتگاه بدبختی به زندگی بازگشتــــه ام. اگر چه آتش یک اشتباه بوالهوسانه دامن زندگی ام را گرفتــــــه و مایه شرمندگی ام شده است.با فانوس همراه باشید به پارتی ای دعوت شدم که هر رو دوستم در آن مورد تجاوز و سوء استفاده قرار گرفتند

به-پارتی-ای-دعوت-شدم-که-هر-رو-دوستم-در-آن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به پارتی ای دعوت شدم که هر رو دوستم در آن مورد تجاوز و سوء استفاده قرار گرفتند

مجله اینترنتی فانوس : هفــــت سال از ازدواج من و رامین می گذرد . حدود سه ماه قبل،یک روز به طور اتفاقی همکلاسی دوران دبیرستانم را دیدم.

شیما شماره تلفنم را گرفــــت و از آن روز ارتباط تلفنی ما برقرار شد. مرا به خانه اش دعوت کرد. با خوشحالی راهی خانه دوست قدیمی ام شدم. در این میهمانی ، میترا یکی از دوستان دیگـــرم نیز که سال ها همکلاسی بودیم حضور داشت.

فانوس برترین مجله اینترنتی ایران
دیدن دوستان قدیمی بعـــد از ۱۵ سال برایم جذاب بود. از آن به بعد هفته ای یک بار به خانه شیما می رفتم و با یاد قدیم ها با هم خوش گذرانی می کردیم. میترا و شیما با پسری جوان از طـــــریق تلگرام در ارتباط بودند. آنها می خواستند مرا هم آلوده این ارتباط کثیف کنند.
یک روز عقلم را زیر پایم گــــذاشتم و قاطی تلگرام بازی های شان شدم. اما عذاب وجدان راحتم نمی گذاشت. به خانه که برگشتم سردرد شده بودم،خجالت می کشیدم به چشمان شــــوهرم نگاه کنم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به پارتی ای دعوت شدم که هر رو دوستم در آن مورد تجاوز و سوء استفاده قرار گرفتند

فــــــــــانــــــــــوســـــــــ : فردای آن روز میتـــــرا زنگ زد . می گفت به یک میهمانی مختلط دعوت شده اند.از من خواست همراه شان بروم. جواب شان را ندادم . اتفاقا در همین میهمانی ،هر دوی شان مــــورد آزار و اذیت سوء استفاده قرار گرفته اند.
فانوس : آنها می ترسند اعلام شکایــــت کنند. با وجود این مشکلات ارتباطم را با هردوی شان قطع کردم. اما آن پسر جوان دست بردارم نیست. اودر شبکه های مجازی برایم ایجاد مزاحمت می کند. عکس هــــای شخصی ام را از تلگرام برداشته و تهدیدم می کند که آبرویم را به باد خواهد داد. موضوع را صادقانه به شوهرم اطلاع دادم. آمده ایم شکایت کنیم. هیچ وقت فکـــــر نمی کردم چند ساعت مسخره بازی در شبکه های اجتماعی این طور برایم درد سر ساز بشود. خجالت می کشم به چشمان رامین نگاه کنم. ای کاش اصلا شیما را نمــــی دیدم، ای کاش … .
برای خودم متاسفم که از رفاقت صمیمــــی و اعتماد شوهرم این طوری سوء استفاده کردم. او به من تذکر داد که این قدر خودت را آلوده رفت و آمد با افرادی که درست و حسابی نمی شناسی نکــــن.
اما من می گفتم با شیما و میترا همکلاسی بــــوده ام و … .Funnos.com

نظرات کاربران (0)

شما باید وارد شوید تا قادر به ارسال دیدگاه باشید.