جام جم، 18 درصد از قتل‌ها و 50 درصد جرایم جنسی کشور مربوط به روابط غیرمتعارف است. این آماری است که سرهنگ هادی مصطفایی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی ناجا ارائه کرده است. قتل در پی ارتباط پنهانی یا به دنبال دوستی‌های خیابانی معضلی است که در صفحه حوادث روزنامه‌ها نیز بازتاب زیادی دارد.

چندی پیش، مردی جوان که از خواسته های نامعقول دختر مورد علاقه اش به تنگ آمده بود، نقشه قتل او را طراحی کرد. متهم پس از جنایت قصد فرار داشت که توسط اهالی محل دستگیر شد. این جنایت مدتی قبل در یکی از روستاهای استان گیلان رخ داد. رسیدگی به این پرونده با تماس مردی با مرکز فوریت های پلیس آغاز شد. این مرد خودش را کارمند بیمارستان معرفی کرد و به پلیس گفت: لحظاتی قبل دختر جوانی را که به شدت آسیب دیده بود، به بیمارستان انتقال دادند اما تلاش کادر درمان بی نتیجه ماند و دختر جوان تسلیم مرگ شد. باتوجه به آثار کبودی و جراحت روی بدن این دختر، مرگ او مشکوک به نظر می رسد.

ماموران مبارزه با جرایم جنایی بعد از دریافت این خبر راهی محل شدند و در تحقیقات اولیه دریافتند دختر جوان توسط اهالی روستا به بیمارستان منتقل و مرد جوانی که عامل این درگیری بود نیز توسط اهالی دستگیر شده است. به این ترتیب متهم در اختیار کارآگاهان قرار گرفت و بازجویی از او آغاز شد.

متهم جوان که حین ارتکاب جرم دستگیر شده بود، انکار قتل را بی فایده دانست و در اعترافاتش گفت: سال هاست ازدواج کرده ام و همسرم نیز زن خوبی است و با او مشکلی ندارم، اما بزرگ ترین اشتباهم در زندگی خیانت به همسرم بود. پنج ماه قبل با شهلا (مقتول) آشنا شدم و رابطه پنهانی ام با او آغاز شد. هر زمان که شهلا را می دیدم، به بهانه ای از من پول می گرفت و من از این اخلاقش خوشم نمی آمد. اوایل این موضوع برایم مهم نبود، اما بعد از مدتی که دیدم این رفتار ادامه دارد، تصمیم گرفتم با او برخورد کنم و دیگر به او پول ندهم. روز حادثه با شهلا به روستای محل حادثه رفتیم.

مرد جوان ادامه داد: نزدیک روستا بودیم که شهلا بعد از کلی مقدمه چینی باز از من پول خواست. با شنیدن درخواستش به او گفتم دیگر حاضر نیستم حتی یک ریال به او بدهم. شهلا که از این برخورد من جا خورده بود، شروع به داد و فریاد کرد و گفت: از این به بعد مجبوری هر چقدر پول می خواهم در اختیارم بگذاری وگرنه همه چیز را به همسرت می گویم. من که از این تهدید بسیار عصبانی شده بودم و این رفتار او را باج خواهی می دانستم، با میله آهنی که داخل ماشینم بود او را کتک زدم تا درس عبرتی برایش شود و از من باج نخواهد. وقتی به خودم آمدم، دیدم شهلا خونین روی زمین افتاده است. خواستم فرار کنم اما اهالی روستا که به خاطر داد و فریاد شهلا متوجه ما شده بودند، مرا دستگیر کردند.

سرهنگ فلاح کریمی، رئیس پلیس آگاهی استان گیلان در این رابطه می گوید: متهم جوان با اعتراف به جنایت به بازسازی صحنه قتل پرداخت و با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. این قتل فقط یک نمونه از جنایت هایی است که به دلیل ارتباط های نامتعارف به وقوع پیوسته است. دکتر مصطفی تبریزی، روان شناس و استاد دانشگاه معتقد است وقوع چنین قتل هایی دلیل دیگری هم دارد. وی با اشاره به تعریف رابطه سالم عنوان می کند: رابطه سالم بین دو انسان رابطه ای است که افراد در حین رابطه به هم آزار نرسانند و اگر هم توانستند به هم خوبی کنند. همه اینها به تعلیم و تربیت افراد در دوره کودکی بستگی دارد که بدانند با چه افرادی دوست بشوند، مرز رابطه شان کجا باشد، چه توقعاتی از دوستان خود باید داشته باشند و همچنین بدانند احساسات و انتظارات شان از یک رابطه چیست.

هرچقدر این باورها و انتظارات صحیح و علمی باشد، امکان بروز مشکل کاهش می یابد. در این میان نقش خانواده در دوران کودکی افراد غیرقابل انکار است چون افراد در سنین کم فقط و فقط از آموزه های خانواده بهره مند شده و بعد وارد جامعه می شوند و از جامعه نیز تاثیر می پذیرند اما باید دانست سن کودکی مهم ترین دوره تربیت افراد است چون یادگیری های اساسی یا به تعبیری ساختار تربیتی افراد در آن زمان شکل می گیرد و بعد از آن همه عوامل می توانند به ما یادگیری های غلط یا یادگیری های درست بدهند از جمله کتاب هایی که می خوانیم، فیلم هایی که می بینیم، مطالبی که در روزنامه مطالعه می کنیم و…

این مدرس دانشگاه ادامه می دهد: نباید با این استدلال که بیشتر جرایم ریشه در رفتارهای فردی دارد، نقش جامعه را در رفتارهای فردی نادیده گرفت چون فرد و جامعه از یکدیگر جدا نیستند، جامعه از افراد تشکیل شده است و از طرفی فرد ایزوله، تنها و بدون جامعه هم وجود ندارد و هر فردی حتی لحن و لهجه اش را از جامعه گرفته است. بنابراین هم فرد و هم جامعه در شکل گیری جرایم نقش دارند.

تبریزی ادامه می دهد: اشخاصی مرتکب قتل و در مجموع رفتار مجرمانه می شوند که به لحاظ روان شناسی بشدت غیرعادی هستند و این موضوع بیشتر از تاثیرات دوران کودکی ناشی می شود.این اولین عامل است اما عوامل دیگری هم در این قتل ها دخیل است که از جمله آن می توان به مسائل اقتصادی، تربیتی و محرومیت ها اشاره کرد؛ یاد نگرفتن این که هنگام ناکامی باید چه عکس العملی نشان بدهیم نیز در این قتل ها مهم است.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

شما باید وارد شوید تا قادر به ارسال دیدگاه باشید.