زن هرزه با پررویی تمام گفت با شوهرم ارتباط دارد و عکس های لختی اش را …

به گزارش مجله اینترنتی فانوس : سه سال قبل‌، بعد از آنکه مادرم برای جشن تولدم یک گوشی تلفن همراه خرید، در فضای مجازی با سعید آشنا شدم.زن هرزه با پررویی تمام گفت با شوهرم ارتباط دارد و عکس های لختی اش را …

زن-هرزه-با-پررویی-تمام-گفت-با-شوهرم-ارتب
 ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ــ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ

زن هرزه با پررویی تمام گفت با شوهرم ارتباط دارد و عکس های لختی اش را …

فـانوس : این آشـــنایـی به یک رابـطـۀ عاطــفی و مراسـم خواستگاری ختــم شد. پدرم می‌ـگفت: «دخـترم بایـد درس بخوانـــد و هنوز دهـانـــش بوی شیر می‌دهد.» اما نمی‌دانســت من دلـــ‌ـــباخــتۀ سعـیـد شده‌ـام و برای رسیـــدن به او کارمــان به تهـــدیــد و دعوا کشــیـــده میــ‌ــشود.

پدرم، از ترس آبــرویش، کوتاه آمـــد و ما ازدواج کردیـم. ما دوران عقـــد را سپری میـــ‌ـــکنــیـم و هنوز سر‌ خانـه و زنـــدگی خودمـان نرفتهـــ‌ایــم. هنوز شش ماه از ازدواجـم نمـی‌گذرد که دچار مشــکل روحی و روانی شده‌ــام.

فــــانـــوســــــ : سعـیـــد دربـــارۀ من حساسیـت بیش‌ــازحد به خرج میـــ‌ـدهد. سر کوچک‌ـــتـــریـــن بهانـــه‌ـــای نیز مرا به باد تهــمتـ‌های ناروا می‌گـــیــرد و مدام به من مشکوک اســت. خواهـرم معــتقد بود این مشـکـــلــات مال دوران عقــد اســـت و سر زنــدگی خودمـــان که برویم، اوضاع درســت می‌ــشود اما سعـــید مدام مرا کنـتــرل می‌کند‌، اجــازه ندارم بدون حضور او حتـــی با پدر و مادرم از خانـه بیرون بروم و هرشب یک ساعت گوشی تلفن همـراهــم را بررســی می‌ــکـــنــد.

 ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ــ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ــ ـ ـ

زن هرزه با پررویی تمام گفت با شوهرم ارتباط دارد و عکس های لختی اش را …

فانوس : حالـــم از ایــن رفتــارهایــش به هم می‌خورد. چنـــد روز قبــل، به طور اتـفـــاقــی، وقتــی خواب بود گوشی تلـفـنش را برداشتـم. پیــامــ‌ـــهـــایــی عاشـــقانــه از یک شمــارۀ ناشنـــاس برایش ارسال شده بود. در فایـــل عکـس‌ـهـــایش نیز تصاویری بی شرمـــانه از یک زن دیـــدم. سرم درد گرفت. شمـاره را برداشـــتــم و با آن زن تمـاس گرفــتم. خیــلی عادی میـ‌ـگفت مدتـی اســت با شوهرم در فضـــای مجـازی آشنـــا شده اسـت و همـــدیگر را دوست دارند. از شوهرم به خاطر این کارش توضیح خواســـتم. یک ماه اسـت که قهــر کرده است و می‌ــگوید قصــد دارد از من انــتـــقـام بگـیرد. دســـتـــ‌ــبـه‌ــدامـــان کارشناس کلــانـــتری شدهـــ‌ام. سعیــد احــساس عاشـــقـــانـــهـ‌ـام را به تنفر تبدیــل کرده است.

نظرات کاربران (0)

شما باید وارد شوید تا قادر به ارسال دیدگاه باشید.