طلاق عاطفی

طلاق عاطفی؛ جدایی همسران زیر یک سقف

در طلاق عاطفی زن و شوهر زیر یک سقف زندگی میکنند اما هیچ حسی به هم ندارند و حتی شاید مدت ها هیچ گفتگویی بین آن ها شکل نگیرد.
______________فانوس______________

طلاق عاطفی چگونه شکل میگیرد؟

طلاق عاطفی به سردی رابطه میان زن و شوهر گفته می شود درواقع در این رابطه ضعف ارتباط عاطفی زن و شوهر منجر می شود به سردی تمامی روابطی که یک زوج می توانند با هم داشته باشند مانند رابطه روحی، جسمی، عاطفی و حتی گفتاری.
زیر یک سقف زندگی می کنند اما از بودن با هم لذت نمی برند و دیگر برایشان اهمیتی ندارد که در درون دیگری چه می گذرد و چه مسائلی دلمشغولی این روزهای او را رقم زده است. گاهی بسیار خسته و افسرده و گاهی بسیار عصبی می شوند اما ممکن است خشم خود را بروز ندهند و کسی نداند که از چه چیز عصبانی هستند.

طلاق عاطفی

طلاق عاطفی همسران

این ها مشخصه هایی است که شاید بسیاری از زوجین در خانواده ها با علائم و نشانه های آن آشنایی دارند و نام طلاق عاطفی را بر روی این رفتارها گذاشته اند.

اما برای جلوگیری از طلاق عاطفی چه کار باید کرد؟

مشخصه های زن و شوهرهایی که دچار این مشکل شده اند چیست؟ آیا امکان پیشگیری از آن وجود دارد؟ چه کسانی بیشتر در معرض خطر طلاق عاطفی قرار دارند؟ و مراکز مشاوره و روانشناسی چه توصیه ها و راهکارهای درمانی را برای حل این مساله به کار می برند؟ این ها سؤالاتی است که در این گزارش درصدد پاسخ به آن ها هستیم و به همین منظور به یکی از مراکز مشاوره در شمال شهر تهران مراجعه کردیم تا هم با مراجعین و زوج هایی که درگیر این مشکل دامن گیر هستند مصاحبه کنیم و هم از نظرات و راه کارهای توصیه ای مشاوران این مرکز بهره مند شویم.

“همسر من بعد از مدتی یک دفعه گوشه نشین و کم حرف شد. بعد از دیدن این تغییر رفتار، خودم به مشاوره مراجعه کردم و مشاور به من گفت که همه مردان برای خودشان غار تنهایی دارند و اگر این غار تنهایی طولانی شود، نشان دهنده وجود یک مشکل در روابط است. من دیدم که سکوت شوهرم بعضی اوقات بسیار طولانی شده؛ تا جایی که گاهی اوقات فکر می کردم که با یک غارنشین ازدواج کرده ام. بعد از تولد پسرم زمان این قطع رابطه بسیار زیاد شد و شوهرم یک دفعه 30 روز با من حرف نزد و من نمی دانستم دلیل آن چیست و این شرایط بارها تکرار شد؛ یعنی ارتباطات، خودش قطع می شد و بعد دوباره بر می گشت”.

فرحناز که 38 سال سن دارد، یکی از مراجعان مرکز مشاوره است که از ظاهر و نوع کلماتی که ادا می کند مشخص است که از این مشکل به ستوه آمده و بدون اطلاع همسرش مجبور شده است به مرکز مشاوره پناه بیاورد. این قهرهای گاه و بی گاه فرحناز را بسیار عصبی و کم حوصله اش کرده و به مرور او هم به این شرایط تن داده است. فرحناز می گوید:وضعمان آنقدر وخیم شده است که 3 سال است که رابطه زناشویی با هم نداریم و برایمان مهم نیست که کجا می رویم و چه کار می کنیم و حتی ممکن است که شوهرم هر شب بیرون شام بخورد و دو سه شب به خانه نیاید. اما به خاطر پسرم به این زندگی ادامه می دهم چون نمی خواهم نام فرزند طلاق روی پسرم باشد.

احساس افسردگی و سرخوردگی در طلاق عاطفی
“زمانی که در خانه پدرم بودم دختری بسیار شاد، پرانرژی و خستگی ناپذیر بودم، اما الان خیلی غمگینم. حوصله هیچ کاری را ندارم و زود خسته می شوم. دیگر روحیه ای برای زندگی ندارم. همیشه غمی در دلم هست که جایی برای شادی نمی گذارد؛ همه زندگیم شده اشک و آه و خیلی خسته و دلسردم.”؛ ملیحه 40 ساله که دو فرزند دارد و به مرکز مشاوره مراجعه کرده، این ها را برایم می گوید.

احساس افسردگی می تواند از جمله پیامدهای طلاق عاطفی باشد و این نشانه، در ملیحه مشهود بود. او در مورد نحوه ازدواجش گفت:سابقه زندگی مشترکمان به 17 سال قبل می رسد. آن اوایل وضع به این صورت نبود و همسرم بسیار تلاش می کرد که رضایتم را در زندگی جلب کند و من هم با وجود این که عشق و تمایلی به زندگی مشترک نداشتم، تمام سعی ام را می کردم که همین زندگی را پایدار نگه دارم. اما هرچقدر سنم بالاتر رفت، میزان تمایلم به ماندن کمتر شد و این اصلاً دست خودم نبود. چون تنها دلیلم برای ازدواج فرار از خانواده ام بود. پدر من نظامی بود و محیط خانواده، پادگانی بود و این محیط باعث شد که من از آن جدا شوم و به اولین خواستگاری که داشتم جواب مثبت دهم.

تابوی طلاق واقعی همچنان در بسیاری از خانواده ها وجود دارد
“در فامیل ما هنوز طلاق یک امر ناشایست است و من به خاطر فامیل و فرزندان با وجود این که با همسرم هیچ تفاهمی ندارم، این زندگی مشترک را ادامه می دهم. با خودم فکر کردم، حالا که مجبورم این شرایط را تحمل کنم شاید مشاوره بتواند راهکارهایی به من بدهد تا این زندگی قابل تحمل شود”.

فاطمه که این جملات را می گوید 35 سال دارد و یک پزشک متخصص و از لحاظ مالی آزاد و مستقل است اما به خاطر وجود بچه ها و برای این که خانوده ها به این موضوع پی نبرند، با همسرش مثل زن و شوهرهای عادی رفتار می کنند و کمتر کسی به فکرش خطور می کند که آن ها دچار طلاق عاطفی شده اند. او می گوید:ما سعی می کنیم در خانه شرایط را عادی جلوه دهیم اما صبح وقتی از خانه بیرون می رویم هرکس به سوی خودش می رود و تا شب از حال هم خبر نداریم و حتی بعد از بازگشت به خانه، از هم درباره مسایلی که بیرون از خانه با آن روبه رو شده ایم نمی پرسیم. تا این که جند وقت پیش فهمیدم که شوهرم با یک زن دیگر رابطه دارد.

چرایی طلاق عاطفی و چگونگی تداوم آن
دکتر محمدرضا تابع جماعت یکی از درمان گران مرکز مشاوره ای است که برای تهیه گزارش به آن مراجعه کردم. با او در مورد مسائل طلاق عاطفی به گفت وگو نشستم. تابع جماعت، مدرس دانشگاه و متخصص در روابط و اختلالات زناشویی، خانواده و ازدواج است. او همچنین در امر سکس تراپی تخصص دارد. این درمان گر درباره پیشینه بروز طلاق عاطفی در میان زوجین گفت:بسیاری از خانواده هایی که دچار طلاق عاطفی شده اند در گذشته، خانه آن ها صحنه میدان جنگ بوده و مشاجراتی داشتند و این مشاجرات به جایی نرسیده و یا درصدد درمان آن نبودند و نهایتاً دچار طلاق عاطفی شدند.

او دلیل این که بسیاری از زوجین در رابطه می مانند و طلاق عاطفی را به جان می خرند را گاهی به علت حضور فرزندان در خانواده دانست که والدین نمی خواهند، فرزندانشان به واسطه طلاق آسیب ببینند. تابع جاعت تابو بودن طلاق در سطح جامعه را عامل دیگری دانست که باعث می شود زوج طلاق عاطفی را در زندگی مشترک خود قبول کنند. این زوج ها شاید وقتی در مجالس عمومی ظاهر می شوند مثل قدیم نشان دهند که زندگی شان شیرین و بسیار مطلوب است ولی وقتی دوباره به خانه بر می گردند به همان شرایط از هم گسستگی باز می گردند.

موارد زیادی داریم که به خاطر مسائل اقتصادی در زندگی مشترک خود باقی می مانند و تن به طلاق نمی دهند. البته شرایط مردها در این رابطه ها متفاوت است و حتی اگر در خارج از خانه یک رابطه نیم بند فرازناشویی داشته باشند دیگر طلاق عاطفی با همسرشان، آن ها را دچار مشکل نمی کند؛ چراکه از جایی دیگر نیازهایشان تأمین می شود.

ترس از تغییر باعث تداوم طلاق عاطفی و باقی ماندن در رابطه است
اساسا هدف از ازدواج رشد و تعالی است. اما چرا بعضی از ازدواج ها دچار آشفتگی و یا گسستگی می شوند اما بعضی دیگر به بالندگی می رسند؟ منظور از گسستگی درواقع آن طلاق قانونی است که بین افراد ایجاد می شود و بریدگی کاملی بین زوجین پدید می آید ولی در بسیاری از مواقع در آشفتگی هاست که طلاق عاطفی صورت می پذیرد. که به عقیده ما روان شناسان و مشاوران، علت بسیاری از این آشفتگی ها می تواند انتخاب نامناسب و یا نداشتن مهارت های درست در روابط زناشویی باشد.

او در ادامه خاطرنشان کرد:بسیاری از زوجین به طور پنهانی و بیمارگونه این رابطه را ادامه می دهند چون ترس از این دارند که ارزیابی و قضاوت شوند و از آینده بی خبر هستند و از تغییر می ترسند. این مسأله به خصوص در میان زنان بسیار رواج دارد. یعنی شاید در زندگی مشترک مراجعین من، رابطه پنهان وجود داشته باشد ولی وقتی به آن ها می گویم که می توانید این رابطه را تمام کنید، به این فکر می کنند اگر این وضعیت نباشد چه شرایطی برایشان به وجود خواهد آمد و این گونه به این رابطه تن می دهند و همزمان با آن رفتارهای غیراخلاقی دیگری نیز انجام می دهند.

تغییرات اجتماعی خانوا ده ها و رواج روابط فرا زناشویی/ روابط فرازناشویی در زوج های دچار طلاق عاطفی بسیار رایج است
این روان شناس در ادامه به تفاوت های زندگی مشترک در گذشته و حال پرداخت و افزود:در گذشته حریم خصوصی معنای ویژه ای در میان خانواده ها داشت و اصطلاحاً در خانه ها به روی افراد غریبه بسته بود. ولی الان با توجه به شبکه های اجتماعی، در خانه ها به روی همدیگر باز شده است یعنی ما پشت سر هر زن و مرد، هم بازی های زیادی را می بینیم. پس تا متوجه می شویم که طرف مقابل خوب بازی خود را بلد نیست و یا با بالارفتن سطح توقعات، به آسانی حواسمان به سمت دیگری پرت می شود و این گونه می شود که به جای این که در درون رابطه خود مسأله را شناسایی و نسبت به حل آن اقدام کنیم، صورت مسأله را پاک می کنیم. پس به خاطر ترس از خانواده و ترس از تغییر در رابطه می مانیم ولی درواقع آن رابطه عاطفی را قطع می کنیم و به همین خاطر روابط فرازناشویی در زوج دچار طلاق عاطفی بسیار رایج است.

این مشاور خانواده در رابطه با رواج خیانت در بین همسرانی که دچار طلاق عاطفی شده اند، گفت:همیشه اصطلاحی برای برخی از مراجعانی که دچار این مشکل هستند، به کار می برم و به آن ها می گویم که این رفتار شما درست مصداق تکه خوری است که فرد از ظهر که غذایش را می خورد تا شب، تکه های ریز ریز می خورد و دیگر آن احساس گرسنگی را ندارد که نیازمند یک غذای لذیذ و مفصل باشد. چراکه این افراد آن قدر این رفتارهای خارج از عرف خود را به صورت تکه تکه انجام می دهند که دیگر رضایت کاملی از روابط عاطفی و زناشویی با همسر خود را ندارند.

ناهمگونی نیازها زمینه بروز طلاق عاطفی در میان زوج ها است
باقری همچنین برای توضیح یکی مسایل اصلی در رابطه با طلاق عاطفی به 5 نیاز اساسی و ژنتیکی اشاره کرد و گفت:نیاز به بقا، امنیت، عشق و تعلق، آزادی و قدرت از جمله این نیازها هستند و نیاز جنسی در ذیل این نیازها تعریف می شود.

او در ادامه خاطرنشان کرد:زمانی زوج ها به روابط فرازناشویی و یا مسایل دیگر می رسند که از نظر نیازها شبیه به هم نباشند. به طور مثال اگر نیاز به بقای فردی بسیار بالا باشد، قطعاً رابطه جنسی بالایی را از طرف مقابل خود طلب می کند و کسی که نیاز به بقای او پایین باشد، درواقع اصلاً نیاز به روابط جنسی ندارد.

جداکردن اتاق خواب زن و شوهر؛ زمینه ای برای طلاق عاطفی
این روان شناس افزود:در کل وقتی حال طرف خوب نمی شود، قطعاً در مسایل دیگر نیز مشکل به وجود می آید. پس زمانی که زوجین نمی توانند ارتباط عاطفی خوب برقرار کنند، بالطبع در مسایل دیگر هم واکنش مؤثر ندارند. وقتی فرد از لحاظ نیاز جنسی در خارج از منزل ارضا می شود، مسلماً آن رابطه جنسی، رابطه عاطفی هم به دنبال دارد. یکی از عوامل اصلی رابطه عاطفی میان زوجین رابطه جنسی است و قطع این ارتباط می تواند باعث طلاق عاطفی شود. به همین دلیل ما مشاوران همواره می گوییم اگر اتاق خواب را از افراد بگیریم خیلی از رابطه ها سطحی می شوند. در صورتی که اگر بتوانند یک رابطه جنسی خوب با هم داشته باشند، چه بسا بتوانند رابطه های عاطفی خود را هم بیشتر کنند.

وقتی عامل اصلی اختلافات، رابطه جنسی باشد حل مشکل سخت تر است
این درمان گر مرکز مشاوره خانواده همچنین در کنار این موارد به زوج هایی اشاره کرد که از لحاظ ارتباطات جنسی دچار مشکل نیستند اما در روند طلاق عاطفی قرار گرفته اند که به عقیده او در این موارد خیلی راحت تر می توان نسبت به رفع مشکل اقدام کرد اما وقتی عامل اصلی اختلافات، رابطه جنسی باشد، حل مشکل سخت تر می شود چون وجود این مشکل راه را برای ورد مشکلات بعدی هموارتر می کند.

مسایلی که بایستی در روابط زناشویی جدی گرفته شود
در ریشه یابی طلاق عاطفی، مشکلات جنسی را یک مسأله می دانیم و ممکن است در بعضی مواقع مجبور شویم به نحوه شکل گیری ازدواج برگردیم. چراکه باید یک سری مؤلفه ها در مشاوره های پیش از ازدواج در نظر گرفته شود تا از بروز مشکلات دیگر جلوگیری گردد. برخی گمان می کنند ازدواج دارای جنبه حساب گرانه است؛ یعنی باید به ویژگی های شخصی و اقتصادی و یا تحصیلات توجه شود و شاید در ابتدا جذابیت های فیزیکی و جسمی و جنسی کمتر مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه سعی می کنند عقلانی و حساب گرانه با موضوع برخورد کنند. اما اگر این جذابیت های فیزیکی و توانایی های جنسی برای طرف مقابل به وجود نیامده باشد، شاید افراد ازدواج موفقی را تجربه نکنند.

درحقیقت زمینه یک ارتباط جنسی موفق، جذابیت های فیزیکی است. برای همین اولین قدم در مشاوره پیش از ازدواج جذابیت های فیزیکی است که اگر این جذابیت های فیزیکی وجود نداشته باشد و فرد صرف مسائل اقتصادی با طرف ازدواج کند، احتمالاً رابطه جنسی سردی را تجربه خواهند کرد.

به عنوان مثال موردی داشتم که مردی 41 ساله از لحاظ توانایی جنسی خیلی ضعیف بود و سال ها بود که هیچ تمایل جنسی نداشت و می خواست با دختری 37 ساله ازدواج کند که از نظر تمایلات جنسی بسیار متعادل بود ولی به واسطه این که مرد همه آن پتانسیل و موقعیت های معقولی که یک فرد بایستی برای ازدواج داشته باشد را داشت، علی رغم توصیه ما با این مرد ازدواج کرد. پس از آن مسایل و مشکلاتی که در ارتباط جنسی با یکدیگر داشتند سبب شد به طلاق عاطفی دچار شوند. بنابراین روابط جنسی در این زمینه بسیار مؤثر است.

معیارهای فیزیکی، بلوغ های هفت گانه و سلامت های جسمی و روانی
در مشاوره هایی که دارم یک مجموعه یا بسته ای از عوامل مختلف را در نظر می گیرم که این بسته دارای سه قسمت است. اولین بخش مربوط به جذابیت های فیزیکی است که بدون در نظرگرفتن توانایی های جنسی، فیزیک طرف مقابل را در نظر می گیریم و میزان جذابیت های او را برای طرف مقابل می سنجیم. در این بخش معیارهای ظاهری همسر آینده را بررسی می کنیم که این جذابیت باید برای افراد، بالای 60 درصد باشد. اگر در این مورد میانگین حداقلی کسب شده باشد، به مسایل دیگری توجه می کنیم.

بخش دوم مربوط به بلوغ ها است که اولین مسأله ای که در این مورد در نظر گرفته می شود، اختلاف سنی است؛ چراکه شاید بعضی اوقات این اختلافات سنی مسأله ایجاد می کند. بعد به بلوغ جنسی توجه می کنیم که معمولاً 80درصد از مسائل بلوغ جنسی به مردان بر می گردد. ما بارها در جریان مشاوره به زنانی برخورد کرده ایم که در طی 25- 24 سال زندگی مشترک شان حتی یک بار هم به ارگاسم نرسیده اند و این زندگی را ادامه داده اند. بنابراین بلوغ جنسی باید رخ داده باشد و در این زمینه بیشتر نقش مردان پررنگ است. بعد از آن مسائل دیگری مطرح می شود از جمله بلوغ تحصیلی، بلوغ شغلی، بلوغ اجتماعی، بلوغ روانی؛ این 7 بلوغ بایستی اتفاق بیفتند و در غیر این صورت، مشکل به وجود خواهد آمد. در بخش آخر بحث سلامت ها شامل سلامت جسمی و سلامت روحی و روانی مورد بررسی قرار می گیرد.

چند وقت پیش آقایی هنرمند به ما مراجعه کرد. ایشان با همسرش از نظر رابطه جنسی دچار مشکل بود و همواره عنوان می کرد که من از لحاظ فیزیولوژیکی مشکل دارم. حتی به مصرف دارویی هم رسید اما در طی جلسات مشاوره متوجه شدیم که او این داروها را مصرف نمی کند چون واقعاً مشکل، طلاق عاطفی بود. بعدها بعد از چند جلسه متوجه شدیم که این آقا با افراد دیگر رابطه دارد ولی با خانم خودش رابطه ندارد و من پرسیدم که علت واقعاً کجاست؟ آیا شما این رابطه را نمی خواهید؟ او جواب داد که من همسرم را مثل خواهرم دوست دارم ولی به او اصلاً تمایل جنسی ندارم. با گفتن این جمله فهمیدیم که مشکل نه در ارتباطات جنسی که به واسطه مسائلی است که دست به دست هم داده و در کنار عدم جذابیت های ظاهری، برای ارتباطات زناشویی مشکل ایجاد کرده اند.

خروج از مرزهای دنیای مطلوب همدیگر؛ زنگ خطر بروز طلاق عاطفی
در جامعه ما بیشتر بعد فرهنگی در طلاق عاطفی دخیل است. وقتی فرهنگ ما به گونه ای باشد که مسؤولیت بسیاری از رفتارها را خودمان برعهده بگیریم و منبع کنترلی درونی داشته باشیم، بسیاری از مسائل حل خواهد شد. اما متأسفانه این اتفاق رخ نمی دهد و هنوز اکثر ازدواج ها بدون فکر و ارزیابی درست صورت می گیرد.

مشاور زمانی می تواند به زوجین کمک کند که دو طرف از دنیای مطلوب یکدیگر خارج نشده باشند. در غیر این صورت به هیچ عنوان متخصص ترین مشاور هم کاری از دستش بر نمی آید.
همه انسان ها دنیای مطلوب خاص خود را دارند که باورها، افرادی که دوستشان می داریم و اشیایی که دوست داریم، از مؤلفه های این دنیای مطلوب هستند. زمانی که فرد به این سه مؤلفه طرف مقابل خود احترام بگذارد، وارد دنیای مطلوب او می شود و بالطبع وقتی زن و شوهر در دنیای مطلوب همدیگر هستند حال هر دویشان خوب است اما وقتی به باورها و افراد و اشیایی که طرف مقابلشان دوست دارد احترام نگذارند، مانند دو بیگانه می شوند و خود به خود از دنیای مطلوب هم جدا می شوند.

در موارد فرازناشویی اولین سؤالی که از مراجعان می پرسیم این است که آیا همسر فرد در دنیای مطلوب او قرار دارد؟ اگر فرد جواب مثبت دهد، روان شناس وارد عمل می شود تا دوباره به ترمیم رابطه بپردازد و نیازهایش را شناسایی کند؛ نیازهایی که پنهان مانده و ارضا نشده اند.

ما هیچ گاه به افراد و مخصوصاً به زن و شوهر ها نمی گوییم که زندگی آرام است بلکه می گوییم که زندگی یک چالش است و همراه با دشواری های بی شمار خواهد بود. اما وقتی که این چالش وجود نداشته باشد و زندگی خط صاف و آرام را طی کند، این جا زنگ خطر طلاق عاطفی به صدا درمی آید. این نقطه، یک نقطه شروع است که اگر این روند ادامه پیدا کند، حل مسأله دشوارتر می شود. اگر زن و شوهر برای حل مسایلشان در دنیای بیرون از خود دنبال چاره باشند، به مرور از دنیای مطلوب همدیگر خارج می شوند.

انتخابی آگاهانه و لزوم مشاوره های قبل از ازدواج برای پیشگیری از طلاق عاطفی
نخستین توصیه ام به دختر و پسرهای جوان این است که ابتدا به مشاوره پیش از ازدواج بروند و عامل های مهم ازدواج را مطالعه کنند و برای رسیدن به شناخت واقعی یکدیگر زمان بدهند. باید به این نکته تأکید کنم که در دو صورت همسران دچار اولین ناکامی می شوند؛ یکی این که پسرها به هیچ عنوان بعد از ازدواج تغییر نمی کنند و دخترها به دنبال تغییر پسرها هستند و دخترها حتماً بعد از ازدواج تغییر می کنند و پسرها به دنبال این که آن ها تغییر نکنند، هستند و هر دو سرانجام ناکام خواهند شد.

یکی از این مهارت ها مهارت ابراز عشق و دوست داشتن است که در دختر و پسرها بایستی مشترک باشد و حتی یک جمله دوستت دارم می تواند به ترمیم رابطه کمک کند. اما غافل نشدن از مشکلات هرچند کوچک نیز در این موضوع دخیل است که نسرین باقری در ارتباط با آن گفت:بایستی زن و شوهرها در صورت بروز مشکل حتماً به مشاور و روان شناس مراجعه کنند چون این گره های ریز است که به گره های بزرگ تبدیل می شود.

از ازدواج های فکرنشده و برق آسا اجتناب کنید
جداً از ازدواج های برق آسا اجتناب کنید و یک پروسه 6 ماهه را برای ایجاد شناخت همدیگر در نظر بگیرید. اگر مشاوره ها درست انجام شوند، مشکلی پیش نمی آید. تفاوت های شخصیتی را باید جدی بگیریم و این تصور غلطی که باید زن و شوهرها با یکدیگر متفاوت باشند را بایستی کنار بگذاریم. ما در همسان گزینی به صراحت به دنبال افرادی می گردیم که تا حدودی شبیه خودمان هستند و تضاد کامل با دیگری کاملاً اشتباه است. به عنوان مثال مردی که کاملاً درون گرا است مسلم است که نمی تواند زنی کاملاً برون گرا را ارضا کند و همین مسأله باعث می شود که زن برای برآوردن نیازهایش به جایی بیرون از خانه پناه ببرد و ارتباطات اجتماعی خود را گسترش دهد و این موضوع باعث سوءظن در مرد می شود؛ در حالی که نمی داند این طبیعت همسرش است که این طور رفتار کند.

یکی از تست هایی که برای زوجین در جریان مشاوره استفاده می کنم این است که از آن ها می خواهم 20 فعالیتی که در اولویتشان قرار دارد و جزو مطلوبیت هایشان است را بر روی کاغذ یادداشت کنند. ما بینشان می گردیم ببینیم چند فعالیت مشترک بین آن ها وجود دارد و اگر فعالیت مشترکی یافت نشد یعنی نمی توانند هم مسیر باشند. همچنین آموزش تئوری انتخاب، بسیار می تواند کمک کند. در این تئوری، شناخت نیازهای خود و شناخت نیازهای همسر و مقایسه نیازهای همدیگر مطرح می شود و در گام بعدی کاهش کنترل بیرونی و ایجاد کنترل درونی در زوجین و توجه به نیازهای یکدیگر باعث می شود که یک ازدواج موفق و مطلوبی را تجربه کنیم.

طلاق عاطفی چیست و چه علائم و نشانه هایی دارد؟؟؟

مطالب مرتبط