کار زشت زن شوهردار و ارتباط ۶ ماهه با پسرجوان

تو رو خدا کمکم کنید ، آبرویم میرود، اگر کسی از این قضیه بویی ببرد باید خودم را بکشم. فکر نمی کردم کار به اینجا بکشد…کار زشت زن شوهردار و ارتباط ۶ ماهه با پسرجوان

۲۳ سالم بود که با حمید ازدواج کردم ، حمید همسر خوبی بود

و در کنار هم خوشبخت بودیم تا اینکه در سال سوم ازدواجمان کار خوبی

در یکی از استانهای همجوار برای حمید پیدا شد و قرار شد

حمیدآنجا خانه ای بگیرد و هفته ای یکبار هم به خانه بیاید تا بعد از فراهم کردن شرایط من هم آنجا بروم.

در خانه تنها بودم و برای اینکه حوصله ام سر نرود دایما بیرون بودم

یا بازار یا خانه دوست و فامیل ، چند بار در مسیر رفت و آمدم سوار خودرویی شدم

که راننده اش پسر جوانی بود و چند باری هم سر صحبت با من را باز کرد.

بعد رفته رفته مسائل مشترک برای صحبتمان زیاد شد

و کار به قرار و رفتن به گردش و کافی شاپ کشید.

این ماجرارا تنها به یکی از دوستانم گفته بودم و او دائما مرا از ادامه این کار منع می کرد

و می گفت مطمئن باش او از دوستی با تو قصد دیگری دارد

ولی من زیر بار نمی رفتم و در مقابل می گفتم الان ۶ ماه از دوستی ما می گذرد

اگر چیزی بود تا الان بیان می کرد،تا اینکه چند هفته پیش عمل نامتعارفی انجام داد

و از من درخواست رابطه کرد. عصبانی شدم و از ماشین پیاده شدم.

از آن روز تا همین الان که آمدم مرکز مشاوره برایم مزاحمت ایجاد می کند.

هر جا می روم دنبالم است و چون می داند همسرم در خانه نیست دائما سر کوچه مان ایستاده تا من بیرون بیایم.

تلفنی مرا تهدید می کند که اگربا او رابطه برقرار نکنم همه چیز را به همسرم خواهد گفت.

خدایا عجب غلطی کردم. زندگی ام می پاشد و من باید…