دختر 15 ساله از فرار با پسرعمو تا ارتباط نامشروع با دو مرد 50 ساله ! Reviewed by Momizat on . عاقبت رابطه نامشروع دختر 15 ساله با دو مرد مسن سمانه دختر 15 ساله با خبرنگاران از اتفاقات تلخ زندگی اش صحبت کرد و گفت : من بچه بودم و خوب و بد را تشخيص نمي دادم عاقبت رابطه نامشروع دختر 15 ساله با دو مرد مسن سمانه دختر 15 ساله با خبرنگاران از اتفاقات تلخ زندگی اش صحبت کرد و گفت : من بچه بودم و خوب و بد را تشخيص نمي دادم Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » اجتماعی » دختر 15 ساله از فرار با پسرعمو تا ارتباط نامشروع با دو مرد 50 ساله !

دختر 15 ساله از فرار با پسرعمو تا ارتباط نامشروع با دو مرد 50 ساله !

محبوب کن - فیس نما

عاقبت رابطه نامشروع دختر 15 ساله با دو مرد مسن سمانه دختر 15 ساله با خبرنگاران از اتفاقات تلخ زندگی اش صحبت کرد و گفت : من بچه بودم و خوب و بد را تشخيص نمي دادم. اما او كه مردي 41 ساله است با سوء استفاده از اعتماد مادرم، مرا شيفته محبت هاي دروغين خودش كرد و براي اين كه بتواند نقشه هاي شوم خود را عملي كند يک گوشي تلفن همراه و سيم كارت اعتباري برايم هديه خريد.

http://www.momtaznews.com/wp-content/uploads/2012/08/tajavoz4.jpg

فانوس : این دختر جوان در ادامه بیان کرد : خانواده ام از اين بابت خيلي خوشحال شدند و از اين مرد حقه باز تشكر كردند ولي از همان روز پيامک بازي هاي او شروع شد وبه من پيشنهاد دوستي داد و من با دريافت اين پيامک ها خيلي ناراحت شدم و گفتم موضوع را به خانواده ام اطلاع مي دهم. اما اين مرد شيطان صفت تهديدم كرد اگر يک كلمه حرف بزنم مادرم را از كار اخراج خواهد كرد. «نقي» آن قدر سماجت نشان داد و با جملات عاطفي و خريد كادوي جشن تولد و… روي احساساتم پا گذاشت كه فريبش را خوردم و…

داستان دختر15 ساله,داستان سکسی دختر فراری ,داستان سکس با پیرمرد,رابطه سکسی با پیرمرد,داستان سکس با پدربزرگ,داستان سکس با پسرعمو با دخترعمو کون کس پستون داف جنده حشری کیرکلفت

سمانه افزود : ما يک سال به طور پنهاني با هم رابطه داشتيم تا اينكه والدينم فهميدند چه حماقت بزرگي كرده ام. مادرم كه كارگر خانه اين مرد هوس باز بود به خاطر اين مسئله با نقي درگير شد و كار خودش را از دست داد. البته او خيلي زود به استخدام يک شركت درآمد و كار مناسبي برايش جور شد؛ مدتي از اين ماجرا گذشت و چون خانواده ام نسبت به من بدبين و بي اعتماد شده بودند و زير ذره بين قرار داشتم تصميم احمقانه ديگري گرفتم و با پسر عمويم ارتباط برقرار كردم.

اوكه جواني الاف و بيكار بود به خواستگاري ام آمد و با وجود آن كه پدر و مادرم جواب منفي داده بودند با امير فرار كردم و والدينم مجبور شدند از ترس آبروي شان با ازدواج ما موافقت كنند.

دختر جوان 15 ساله در ادامه گفت : متاسفانه اين ازدواج عجولانه به سرنوشت خوبي ختم نشد و در مدت كوتاهي فهميدم شوهرم به كراک و شيشه آلوده است و او حتي مي خواست مرا هم به دام مواد مخدر و فساد اخلاقي بيندازد. با نگراني موضوع را به خانواده ام اطلاع دادم و در سن 15 سالگي ، مهر طلاق صفحه شناسنامه ام را سياه كرد.

البته این تنها اشتباه زندگی ام نبود و در ادامه من در برابر اين شكست تلخ نتوانستم طاقت بياورم و متاسفانه دوباره با نقي تماس گرفتم و او با بهانه كمك و جبران اشتباهات گذشته مرا به مردي 50 ساله كه از اقوام شان است معرفي كرد و اين مرد هوس باز كه همسر و سه فرزند دارد به خواستگاري ام آمد. اما پدر و مادرم مخالفت شديد خود را با اين پيشنهاد اعلام كردند.

من كه فقط دنبال راه نجاتي بودم ارتباط مخفيانه ام را با او و نقي ادامه دادم و بالاخره به اتهام رابطه نامشروع دستگير شديم.سمانه با ابراز پشیمانی توصیه ای به هم سالان خود داشت و گفت : اي كاش با پدر و مادرم دوست بودم تا چنين سرنوشتي برايم رقم نمي خورد. من از دخترهاي هم سن و سال خودم خواهش مي كنم مراقب خودشان باشند و هيچ مسئله اي را در زندگي ازپدر ومادرشان مخفي نكنند.

مطالب پیشنهادی

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.