داستان خیانت همسرم سهیلا / به بهانه ماموریت رفتم بیرون و دیدم مردی غریبه وارد خانه ام شد Reviewed by Momizat on . اگرچه معیارهایم در انتخاب همسر، بسیار منطقی و خوب بود، اما باز هم فریب ظواهر را خوردم و از سوی دیگر نیز نتوانستم ارتباط عاطفی و فرهنگی نزدیکی با همسرم برقرار کن اگرچه معیارهایم در انتخاب همسر، بسیار منطقی و خوب بود، اما باز هم فریب ظواهر را خوردم و از سوی دیگر نیز نتوانستم ارتباط عاطفی و فرهنگی نزدیکی با همسرم برقرار کن Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » اجتماعی » داستان خیانت همسرم سهیلا / به بهانه ماموریت رفتم بیرون و دیدم مردی غریبه وارد خانه ام شد

داستان خیانت همسرم سهیلا / به بهانه ماموریت رفتم بیرون و دیدم مردی غریبه وارد خانه ام شد

محبوب کن - فیس نما
اگرچه معیارهایم در انتخاب همسر، بسیار منطقی و خوب بود، اما باز هم فریب ظواهر را خوردم و از سوی دیگر نیز نتوانستم ارتباط عاطفی و فرهنگی نزدیکی با همسرم برقرار کنم تا این که دیگران از همین خلاء های به وجود آمده در زندگی ام سوء استفاده کردند و همسرم به فردی بی بندو بار تبدیل شد به طوری که لغزش ها و گناهانش را امری عادی جلوه می داد حالا دیگر…

طلاق مرد جوان؛ مرد غریبه ای را دیدم که وارد منزلم شد!

داستان سکسی خیانت همسرم زنم شوهرم,داستان سکس زن متاهل,داستان سکس با دوستپسرم,داستان سکسی جنده هات همسرم سهیلا,داستان سکسی زنم همسرم جنده,داستان سکس با همسایه,داستان سکس کس کون تنگ کیرکلفت ممه پستون

به گزارش فانوس : به نقل از خراسان، مرد 30ساله درحالی که اصرار به طلاق دادن همسرش داشت در تشریح اختلافات خانوادگی خود به کارشناس اجتماعی کلانتری سناباد مشهد گفت: من هم مثل هر پسر دیگری آرزوی ازدواج و تشکیل خانواده را داشتم و در خیال خودم به دنبال زن رویاها و آرزوهایم بودم.

هر فردی ملاک هایی را برای انتخاب همسر در نظر دارد من هم مواردی مانند ایمان، صداقت و رعایت حجاب را معیارهای خودم قرار داده بودم تا این که زن عمویم دختری را برای ازدواج به من معرفی کرد.

در اولین جلسه خواستگاری وقتی نگاهم به سهیلا افتاد احساس کردم او همان زن آرزوهایم است و می توانم با او خوشبخت شوم. آن روز آرایش های غلیظ و نوع پوشش سهیلا را نادیده گرفتم چرا که تصور می کردم او به خاطر مراسم خواستگاری و به توصیه دیگران این کار را انجام داده است، اما در واقع من عاشق ظاهر او شده بودم و با این جملات خود را فریب می دادم.

طبق آداب و رسوم مراسم عقد برگزار شد اما هنوز مدت زیادی از ازدواج ما نگذشته بود که تفاوت های فرهنگی و اخلاقی در زندگی ما خودنمایی کرد. من همواره به خاطر نوع پوشش، آرایش و برخورد سهیلا با افراد غریبه به او تذکر می دادم و دوست داشتم او مطابق میل من رفتار کند، اما انگار سهیلا گوش شنوایی نداشت.

اختلافات ما درحالی به مشاجره کشیده می شد که من به خاطر موقعیت شغلی ام مجبور بودم ساعت های زیادی را بیرون منزل سپری کنم. سهیلا برخلاف میل باطنی من بیشتر اوقاتش را به معاشرت با دوستانی صرف می کرد که من مخالف رفتار و حرکات آن ها بودم، ولی او مدام با آن ها به اردوهای تفریحی می رفت و در مهمانی ها با پوششی زننده در کنار پسران و مردان غریبه حاضر می شد و با صدای بسیار بلند قهقهه می زد.

از سوی دیگر هم وقتی درخواست او برای خرید ماهواره را رد کردم سهیلا غرق در شبکه های اجتماعی تلفن همراه شد من زمانی متوجه رفتارهای مشکوک، پیام ها و تماس های تلفنی وی شدم که او با یکی از بستگان خواهرش ارتباط برقرار کرده بود اگرچه موفق شدم این ارتباط را قطع کنم تا زندگی مشترک آن فرد از هم نپاشد، اما دیگر سهیلا از ارتباط با افراد نامحرم ابایی نداشت و زندگی ما سرد و بی روح شده بود تا این که روزی به بهانه  ماموریت از خانه خارج شدم و نیم ساعت بعد مرد غریبه ای را دیدم که وارد منزلم شد.

خشم خودم را کنترل کردم تا تصمیم نسنجیده ای نگیرم. حدود 2 ساعت بعد وقتی وارد منزل شدم سهیلا به دست و پایم افتاد و با التماس عنوان کرد لغزش هایش را جبران می کند، اما دیگر او برایم مرده بود و اشک هایش معنایی نداشت…

داستان سکسی خیانت همسرم زنم شوهرم,داستان سکس زن متاهل,داستان سکس با دوستپسرم,داستان سکسی جنده هات همسرم سهیلا,داستان سکسی زنم همسرم جنده,داستان سکس با همسایه,داستان سکس کس کون تنگ کیرکلفت ممه پستون

مطالب پیشنهادی

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.