زن 29 ساله خیابانی : چند پسر معتاد به زور و گروهی به من تجاوز کردند Reviewed by Momizat on . راز زندگی یک زن جوان که نیمه شب در خیابان های گرگان پرسه میزد با فاش شدن تجاوز به وی توسط چند جوان فاش شد.   به گزارش فانوس ، این زن جوان به افسر پرونده گفت: وق راز زندگی یک زن جوان که نیمه شب در خیابان های گرگان پرسه میزد با فاش شدن تجاوز به وی توسط چند جوان فاش شد.   به گزارش فانوس ، این زن جوان به افسر پرونده گفت: وق Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » اجتماعی » زن 29 ساله خیابانی : چند پسر معتاد به زور و گروهی به من تجاوز کردند

زن 29 ساله خیابانی : چند پسر معتاد به زور و گروهی به من تجاوز کردند

محبوب کن - فیس نما

راز زندگی یک زن جوان که نیمه شب در خیابان های گرگان پرسه میزد با فاش شدن تجاوز به وی توسط چند جوان فاش شد.

متهم تعرض گروهی به زن خیابانی  سکس زوری گروهی,داستان سکسی گروهی ضربدری زن متاهل جنده فراری دختر کیرکلفت,داستان سکسی ضربدری گروهی زن حشری جنده همسایه خاله عمه زن عمو,داستان سکسی کیرکلفت پسر بدنساز هیکلی مانکن دوکیره تلنبه کس کون تنگ

به گزارش فانوس ، این زن جوان به افسر پرونده گفت: وقتی همسرم فهمید معتادم هستم، مرا از خانه بیرون انداخت و من در خیابان گشت می زدم.

با پسری که معتاد بود و شیشه مصرف می کرد، آشنا شدم.

او به دوستانش زنگ زد و مرا با خود به خانه ای بردند و به من موادمخدر دادند و به زور با من ارتباط برقرار کردند.

افسر پرونده این زن جوان را به مرکز مشاوره فرماندهی انتظامی استان گلستان، انتقال داد تا در کنار رسیدگی به پرونده، زن 29 ساله هم تحت روانکاوی قرار گیرد.

وی به مددکار این مرکز گفت: فرزند سوم یک خانواده 5 نفری هستم که دارای یک خواهر و یک برادر بزرگتر از خودم هستم، زمانی که 17 ساله بودم در یک محفل دوستانه با پسری آشنا شدم. او به من ابراز علاقه کرد و من شیفته وی شدم.

تا آن روز کسی به من ابراز محبت نکرده بود و کم کم رابطه من و میلاد به قدری نزدیک شد تا زمانی که متوجه شدم از میلاد باردار هستم.

دو ماه باردار بودم که خانواده ام فهمیدند و مجبور به قبول خواسته ام شدند و ما با کمترین امکانات و بدون مراسم عروسی، ازدواج کردیم.

همسرم مرا به خانه پدری‌اش که در زیرزمینی بود برد. پس از مدتی زندگی با میلاد در زیر یک سقف، کم کم متوجه تغییر رفتارهای میلاد شدم.

او بی جهت مرا کتک می زد. بعدها متوجه شدم وی موادمخدر مصرف می کند. اوایل سر و صدا می کردم؛ او مرا مجبور به مصرف موادمخدر کرد تا ساکت شوم.

وقتی خانواده ام متوجه این موضوع شدند، پس از به دنیا آمدن بچه طلاق مرا از وی خواستند و بدون گرفتن مهریه از همسرم جدا شدم.

مدت زیادی در خانه پدرم حبس بودم و پدرم با من بدرفتاری می کرد تا این که مردی به خواستگاری ام آمد.

در ابتدا خواست با هم صیغه باشیم و چون از توان مالی بالایی برخوردار بود پدرم قبول کرد و مرا مجبور به ازدواج با وی کرد.

من در مدتی که با وی صیغه بودم به وی علاقه ای نداشتم و در اثر ناراحتی که داشتم دوباره به سمت مواد کشیده شدم و این دفعه شیشه مصرف می کردم. زمانی که همسرم موضوع را متوجه شد مرا طرد کرد.

روزی که همسرم فهمید من معتادم مرا از خانه بیرون انداخت و من در خیابان گشت می زدم. با پسری که معتاد بود و شیشه مصرف می کرد آشنا شدم. او به دوستانش زنگ زد و مرا با خود به خانه ای بردند و به من موادمخدر دادند و به زور با من ارتباط برقرار کردند.

 نیمه شب مرا در خیابان رها کردند که توسط پلیس با همان حال دستگیر شدم.

 

سکس زوری گروهی,داستان سکسی گروهی ضربدری  زن متاهل جنده فراری دختر کیرکلفت,داستان سکسی ضربدری گروهی زن حشری جنده همسایه خاله عمه زن عمو,داستان سکسی کیرکلفت پسر بدنساز هیکلی مانکن دوکیره تلنبه کس کون تنگ

مطالب پیشنهادی

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.