پنج زمان که دعا و حاجت مستجاب می شود از زبان امیرالمومنین / توبیخ کمیل Reviewed by Momizat on . حضرت امیر المومنین امام علی (علیه السلام) فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ف حضرت امیر المومنین امام علی (علیه السلام) فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ف Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » دینی و مذهبی » پنج زمان که دعا و حاجت مستجاب می شود از زبان امیرالمومنین / توبیخ کمیل

پنج زمان که دعا و حاجت مستجاب می شود از زبان امیرالمومنین / توبیخ کمیل

محبوب کن - فیس نما

حضرت امیر المومنین امام علی (علیه السلام) فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد فى سبیل اللّه موقع ناراحتى و آه کشیدن مظلوم. در چنین موقعیت ها مانعى براى استجابت دعا نیست. (امالی شیخ صدوق ص 97)

حکایت از امیرالمومنین,داستان نهج البلاغه,کمیل که بود ؟,توبیخ کمیل,اشتباه کمیل ,استجابت دعا,کی دعا کنیم,چطور دعا کنیم,

نهج البلاغه دارای داستانهای جالب و قابل تاملی است که ما در این نوشتار دو نمونه از آن را انتخاب کردیم و تقدیم شما عزیزان می کنیم:

تواضع موسی و برادرش

حضرت موسی علیه السلام یکی از پیامبران اولوالعزم بود. برادرش هارون از پیامبران پیرو رسالت موسی صلی الله علیه و اله و سلم بود، در زمان آن ها در سرزمین مصر، طاغوت بزرگی با عنوان «فرعون» حکومت می کرد و مردم را به بت پرستی و شرک دعوت می نمود، و دارای کاخ ها و باغ ها و زر و زیور و تشکیلات عریض و طویل بود. امام علی علیه السلام می فرماید: موسی بن عمران همراه برادرش (برای دعوت فرعون به توحید) بر فرعون وارد شدند، در حالی که لباس های پشمین پوشیده بودند، و در دستشان عصائی بود، با فرعون گفتگو کردند، و با او شرط نمودند اگر تسلیم فرمان خدا شود و قبول آئین حق نماید، حکومت و عزت و شوکتش دوام داشته و باقی خواهد ماند.
اما فرعون (که غرق در غرور و تکبر و زرق و برق دنیا بود، آن ها را کوچک شمرد) گفت: «آیا از این دو نفر، شگفت زده نمی شوید که با من شرط می کنند که بقاء و دوام سلطنتم به قبول درخواست آن ها بستگی دارد؟! در حالی که فقر و تهیدستی از سر و صورتشان می بارد (اگر راست می گویند) چرا دارائی و دستبندهای طلا به آن ها داده نشده است؟»
این سخن را فرعون بدین علت گفت که: طلا و انباشتن آن را سعادت و نشانه بزرگی می دانست، و پوشیدن لباس ساده و زبر و پشمی را کوچک می پنداشت اگر خدا می خواست، همه گونه امکانات را در اختیار پیامبرانش می گذاشت، ولی در این صورت، امتحان و آزمایش و سپس پاداش و جزاء از بین می رفت. (نهج البلاغه خطبه 192 (خطبه قاصعه) نهج البلاغه صبحی صالح، ص 291)

کمیل در عبادت و شب زنده داری و پارسایی و توجه به خدا در میان یاران امام نمونه بود و امام علی علیه السلام خبر شهادت او را به او داد و او در سن نود سالگی به دست حجاج بن یوسف ثقفی (دژخیم و استاندار عراق از طرف عبدالملک) به شهادت رسید

همین مطلب با تعبیر دیگر در قرآن (سوره زخرف آیه 50 تا 54) آمده است که در آیه 54 می خوانیم: فاستخفّ قومه: «فرعون قوم خود را سبک شمرد و تحقیر کرد»
بعضی از مورخین نوشته اند: تشکیلات فرعون به قدری وسیع و تشریفاتی بود که موسی و هارون علیه السلام دو سال به قصر او رفت و آمد می کردند، ولی دربانان اصلاً به آن ها اعتنا نمی نمودند، و تعجب می کردند که این دو نفر با این وضع ساده، چگونه می خواهند خدمت اعلی حضرت فرعون برسند؟! و کسی جرأت نداشت، جریان آن ها را به فرعون گزارش دهد، تا روزی دلقکی آمد و طبق دستور قبلی بنا بود او برای خوشمزگی نزد فرعون برود و به طور اتفاقی دلقک، موسی علیه السلام را دید و سخنی از او شنید و به عنوان خنداندن، آن سخن را برای فرعون نقل کرد که: مردی کنار در کاخ آمده و سخن بزرگ و عجیبی می گوید، و معتقد است، که معبودی غیر از تو، وجود دارد.
فرعون فرمان داد، به او اجازه دهید وارد شود، اجازه دادند، موسی علیه السلام همراه برادرش هارون نزد فرعون آمد.
فرعون نگاهی به موسی کرد و گفت: «تو کیستی؟».موسی فرمود: «من فرستاده پروردگار جهانیان هستم»
فرعون به موسی خیره شد، و او را شناخت و گفت: تو مدّت ها نزد ما بودی و کارهای تو را دیده ام که به آئین ما کافر شدی و از افراد خطا کار و گمراه می باشی و … (چنان که این مطلب در آیه 16 تا 22 سوره شعراء آمده است). (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13، ص 154 منهاج البراعه، ج 11، ص 320)

توبیخ از کمیل!

یکی از شیعیان خاص و نزدیک امام علی علیه السلام «کمیل بن زیاد نخعی» بود، که دعای کمیل را او از امیر مؤمنان علیه السلام نقل نموده و بدین علت منسوب به او است.
او از شخصیت های وارسته و لایقی بود که علی علیه السلام مطالب بلند پایه علمی و عرفانی را به او آموخت و او در این مدرسه به قدری رشد کرد که به عنوان «صاحب سرّ» (یا رازدار علی علیه السلام ) به حساب می آمد.
کمیل در عبادت و شب زنده داری و پارسایی و توجه به خدا در میان یاران امام نمونه بود و امام علی علیه السلام خبر شهادت او را به او داد و او در سن نود سالگی به دست حجاج بن یوسف ثقفی (دژخیم و استاندار عراق از طرف عبدالملک) به شهادت رسید.[1]
امیر مؤمنان علی علیه السلام در زمان خلافت خود، کمیل را فرماندار «هیت» (یکی از آبادی های عراق) کرد.

از دیدگاه اسلام، یک فرد مسلمان باید در تمام ابعاد، قدرتمند و برازنده بوده و به اصطلاح «پارسای شب و شیر روز» باشد

دانشمند معروف اهل تسنن «ابن ابی الحدید» می گوید: در قتل و غارت هایی که از ناحیه سپاهیان معاویه در بلاد و آبادی های عراق می شد، او بر اثر ضعف جلو آنها را نگرفت و بعد به جای جبران آن، به «قرقیسا» (یکی از شهرهایی که تحت تصرف معاویه بود و نواحی آن حمله کرد. از این رو مورد توبیخ علی علیه السلام قرار گرفت [2] (چنان که در نامه ذیل آمده است)
به هر حال، سخن «ابن ابی الحدید» درست باشد و یا درست نباشد، نامه توبیخ آمیز زیر، که در نهج البلاغه آمده نشانگر ضعف سیاسی و نظامی کمیل است، و حاکی از این است که افراد وارسته و پارسا، هر قدر هم دارای زهد باشند، به تنهایی کفایت نمی کنند. و از دیدگاه اسلام، یک فرد مسلمان باید در تمام ابعاد، قدرتمند و برازنده بوده و به اصطلاح «پارسای شب و شیر روز» باشد، اینک اصل نامه:
اما بعد: «سستی انسان در انجام آن چه بر عهده او گذارده شده و اصرار بر انجام آن چه در قلمرو وظیفه او نیست، یک ناتوانی روشن و رأی باطل و هلاک کننده است (ای کمیل) تو به اهل «قرقیسا» حمله کردی ولی از نگهبانی مرزهایی که تحت ولایت تو است، چشم پوشیدی. این کار عملی ناصحیح است، تو در واقع پلی برای دشمنانت شده ای که می خواهند دست به غارت و قتل دوستانت بزنند، غیر شدید المنکب ولا مهیب الجانب…؛ نه بازوی سطبر و توانمندی داری و نه هیبت و ترس در دل دشمن ایجاد می کنی و نه مرزی را حفظ می نمایی و نه شوکت و شاخ و شانه دشمن را درهم می شکنی و نه از اهل شهر و دیارت، پاسداری خوب انجام می دهی و نه رهبرت را از دخالت در امور آنجا بی نیاز می سازی».[3]
و حسن ختامی زیبا از امیرالمومنین:
حضرت امیر المومنین امام علی (علیه السلام) فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید:
موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد فى سبیل اللّه موقع ناراحتى و آه کشیدن مظلوم. در چنین موقعیت ها مانعى براى استجابت دعا نیست. (امالی شیخ صدوق ص 97)
پی نوشتها:
[1]. سفینة البحار، ج2، ص497.
[2]. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج17، ص149.
[3]. نگاه کنید به نامه 61 نهج البلاغه به راستی آنان که به کنج عبادت خزیده اند و در صحنه های مبارزه با دشمن، حضور ندارند، در برابر این پیام علی علیه السلام چه پاسخی دارند؟!


منابع :
محمد محمدی اشتهاردی – داستان های نهج البلاغه
سایت اندیشه قم

مطالب پیشنهادی

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.