اظهارات وحشتناک زن روانی و قتل کودک ۲۰ ماهه! Reviewed by Momizat on . اظهارات وحشتناک زن روانی و قتل کودک ۲۰ ماهه! به گزارش فانوس از جام‌جم ، رسیدگی به این پرونده از ۲۱ اردیبهشت سال ۹۱ و به‌دنبال فوت مشکوک دختری ۲۰ ماهه به نام هلی اظهارات وحشتناک زن روانی و قتل کودک ۲۰ ماهه! به گزارش فانوس از جام‌جم ، رسیدگی به این پرونده از ۲۱ اردیبهشت سال ۹۱ و به‌دنبال فوت مشکوک دختری ۲۰ ماهه به نام هلی Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » مجله خبری » اظهارات وحشتناک زن روانی و قتل کودک ۲۰ ماهه!

اظهارات وحشتناک زن روانی و قتل کودک ۲۰ ماهه!

محبوب کن - فیس نما

اظهارات وحشتناک زن روانی و قتل کودک ۲۰ ماهه!

۶۳۶۰۶۶۷۲۳۸۳۶۴۹۲۹۹۵

به گزارش فانوس از جام‌جم ، رسیدگی به این پرونده از ۲۱ اردیبهشت سال ۹۱ و به‌دنبال فوت مشکوک دختری ۲۰ ماهه به نام هلیا در دستور کار پلیس تهران قرار گرفت.

زن دایی هلیا در حالی که آثار ضرب و جرح روی پیکر دخترک دیده می‌شد، او را به بیمارستان منتقل کرد، اما تلاش پزشکان برای نجات جان هلیا موثر واقع نشد.

زن دایی هلیا چند بار بازجویی شد، اما هر بار با طرح ادعایی مرگ او را بر اثر حادثه اعلام می‌کرد. سرانجام اسفند سال ۹۱ زن جوان لب به اعتراف گشود و گفت: روز حادثه، مادرشوهرم هلیا را به خانه ما آورده بود و در حالی که حدود یک ربع در خانه ما حضور داشت، هلیا و دخترم به نام عسل مشغول بازی بودند. زمانی که مادرشوهرم قصد رفتن به بهشت زهرا را داشت، دخترم عسل از او خواست که اجازه دهد هلیا در خانه بماند و با او بازی کند.

آن روز سر هلیا به دیوار خورد، اما چون آثاری نداشت من نیز توجهی نکرده و پس از دادن آب به هلیا او را آرام کردم. به‌دلیل فشار ناشی از بیماری اعصاب، از حالت عادی خارج شده بودم چند مرتبه سر هلیا را گرفته و به زمین کوبیدم و وقتی سر او را بلند کردم، متوجه شدم صورت و زیر چانه‌اش کبود شده است.

متهم در ادامه در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد و این بار در دفاع از خود اظهار کرد: من اتهام قتل عمد را قبول ندارم. وقتی هلیا به دنیا آمد، مادرشوهرم او را به خانه خودش برد. مادرشوهرم چند روز در هفته هلیا را نگه می‌داشت. خانه‌اش نزدیک خانه ما بود و هر وقت برایش کاری پیش می‌آمد، هلیا را به خانه ما می‌آورد تا از او نگهداری کنم. خودم دختری هفت ساله به نام عسل داشتم. بعد از زایمانم بود که دچار افسردگی شدید و بیماری دوقطبی شدم. فکر می‌کردم بزودی می‌میرم.

وی افزود: روز حادثه مادرشوهرم هلیا را به خانه ما آورد و گفت می‌خواهد به مراسم خاکسپاری یکی از بستگان برود. دخترم عسل مشغول بازی با هلیا شد. مادرشوهرم برای هلیا ظرفی سوپ آورد و خانه را ترک کرد.

لحظاتی بعد هلیا را بین دو پایم گذاشتم تا غذایش را بدهم که گریه کرد و غذا را نخورد. عصبانی شدم و هلش دادم که با صورت به زمین خورد. یادم نیست که چند بار او را زدم. یک لحظه به خودم آمدم و دیدم دارم سرش را به زمین می‌زنم.

قضات دادگاه پس از رسیدگی به پرونده زن جوان را از اتهام قتل عمد تبرئه کرده و او را به پرداخت دیه و حبس محکوم کردند.

حکم دادگاه در دیوان عالی کشور نقض شد و این بار متهم در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری محاکمه شد و باز هم قضات حکم به قصاص ندادند.

قضات دیوان عالی کشور هفته گذشته رای دادگاه را برای دومین بار نقض کرده و قرار است زن جوان برای سومین بار در شعبه سوم دادگاه کیفری محاکمه ‌شود.

مطالب پیشنهادی

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.