افت چشمگیر و غیرقابل باور سریال پریا در ایستگاه آخر / پریا بد تمام شد Reviewed by Momizat on . مجله اینترنتی فانوس : دوشنبه شب سریال «پریا» به پایان رسید اما این مجموعه نتوانست توقع مخاطب را در خط پایان برآورده کند.سریال «پریا» یکی از پرمخاطب ترین مجموعه مجله اینترنتی فانوس : دوشنبه شب سریال «پریا» به پایان رسید اما این مجموعه نتوانست توقع مخاطب را در خط پایان برآورده کند.سریال «پریا» یکی از پرمخاطب ترین مجموعه Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » سینما فرهنگ و هنر » افت چشمگیر و غیرقابل باور سریال پریا در ایستگاه آخر / پریا بد تمام شد

افت چشمگیر و غیرقابل باور سریال پریا در ایستگاه آخر / پریا بد تمام شد

محبوب کن - فیس نما

مجله اینترنتی فانوس : دوشنبه شب سریال «پریا» به پایان رسید اما این مجموعه نتوانست توقع مخاطب را در خط پایان برآورده کند.سریال «پریا» یکی از پرمخاطب ترین مجموعه های این روزهای تلویزیون بود که با موضوعی نزدیک به خطوط قرمز مرسوم تلویزیون از وجوه مختلف با اقبال مواجه شد اما چرا این سریال از اوج با افت نسبی به مسیری اشتباه رفت.

فیلمنامه «پریا»
فیلمنامه سریال «پریا» با موضوعی ملتهب در خصوص بحث ایدز و نحوه برخورد با مبتلایان این بیماری و نمایش خطوط سپید زندگی این دست افراد در قدم اول یک اتفاق مبارک به قلم سعید فرهادی بود.
اینکه نویسنده سریال به سراغ یک موضوع روز با نگاهی آموزشی رفته تا یک تابوی اجتماعی را با نگاهی آموزشی مورد توجه مخاطبانش قرار دهد قابل تقدیر است. به هر حال بیماری HIV در کشور ما همیشه با یک نمای درست یا غلط از «پایان زندگی» همراه بود که مبتلایان و اطرافیان آن با شنیدن عنوان این بیماری خط پایان را پیش روی خودشان می دیدند. فاصله گرفتن از خانواده و تا حدودی طرد از نزدیکان و اجتماع، مسیری نامعلوم را پیش روی این افراد می گذاشت. سریال «پریا» با پرداختن به جزئیات این بیماری و با نگاهی کاملاً آموزشی به تغییر این اتفاق پرداخت و قطعاً از این لحاظ توانست تاثیر بسیار خوبی را روی جامعه بگذارد. اگر چه سعید فرهادی معتقد است سناریویی که به دست پروژه داده ساخته نشده و با تغییراتی ۲۰ تا ۲۵ درصدی از دیالوگ ها گرفته تا حذف سکانس ها تغییر داشته اما بی گمان سریال «پریا» به دلایل مختلف از جمله موضوع خاصش مورد توجه قرار گرفت و دیده شد.

پریا-۶-e1472569034600
قصه ای الکن
به موازات که چه عرض کنم با استارت سریال و بیش از مبتلا شدن کیوان به بیماری «پریا» مقدمات یک قصه ناب تر را چیده بود که دُم بریده رها شد و در واقع قصه ای جذاب، خاص و حتی بکرتر از موضوع ایدز در سریال «پریا» حیف و میل شد. سریال با موضوع علاقه حسین آقا و خاله نیره راه افتاد، اتفاقی که در تلویزیون با این نگاه در روابط به آن پرداخته شده بود و می توانست خط و ربط جدیدی در سریال سازی برای تلویزیون باشد. قصه علاقه حسین آقا به خاله نیره و قول و قرارهای آنها، اتفاقاً می توانست به موازات قصه کیوان و پریا یک ماجرای ناب و دراماتیک باشد. این دو داستان می توانستند بر هم تاثیر گذاشته و چالش هایی بیش از چند برخورد تکراری که در سریال دیده شده داشته باشند. اینکه با قصه حسین و نیره به ماجرای کیوان و پریا ورود کردیم یعنی قرار است یک ماجرای موازی عاشقانه را به یک فاجعه دراماتیک گره بزنیم و در نهایت کشمکش کاراکترها به مسیری پر کشش تبدیل شود. اما با راه افتادن قصه بیماری کیوان همه چیز تحت شعاع قصه آنها از دست تیم سازنده گویا خارج شد.

نویسنده، کارگردان یا تلویزیون
اینکه چرا موضوع اولیه قصه (خاله نیره و حسین آقا) به یکباره کنار گذاشته شد، به هر حال خط قصه سریال علاقه یک پدر و پسر به یک مادر و دختر است و این یک روز در همین سازمان تلویزیون تصویب شده است.
اینکه نویسنده نیاز دیده که با تغییراتی قصه نیره و حسین کمرنگ شود بعید به نظر می رسد! اینکه حسین سهیلی زاده که اصولاً در پرداختن به موضوعات ملتهب علاقه مند است نخواهد به موازات HIV قصه اول را پیش ببرد نیز دور از منطق به نظر می رسد، می ماند سلیقه و نظر مدیران تلویزیونی که گاهی طرحی در یک دوره تصویب می شود و در دوره ای دیگر، آن مجوز ارزش خودش را از دست می دهد. تلویزیون باید این نکته را در نظر بگیرد که با نگاهی بازتر اجازه دهد برنامه سازان و در رأس آنها نویسندگان با موضوعات خاص و مبتلا به جامعه روبرو شوند. سانسور واقعیت های جامعه یعنی پاک کردن صورت مسئله و این بدیهی است که اگر تلویزیون به سازندگانش اجازه دهد واقعیت های جامعه را در دل درام های قوی به نقد و بررسی بکشند نتیجه اش تاثیر چند برابر است روی مخاطبی که خیلی علاقه ندارد از نگاه کارشناسان در برنامه های طولانی گفت و گو محور این موضوعات را دنبال کند. تلویزیون باید به نویسندگان و سازندگان آثار درام تلویزیونی بال و پر بدهد تا آنها نه تنها دچار خودسانسوری نشوند که به جان جامعه بیفتند و دغدغه های اجتماعی را از زوایای مختلف در دل درام خود جای دهند. یکی از دلایلی که خیلی از آثار تلویزیونی بخصوص در عرصه نمایش از یکسری اتفاق تکراری برخوردار است برمی گردد به ممیزی های مرسوم تلویزیون که با چهارچوب مشخص نویسنده را به سمتی می برد که در قالب مرسوم بنویسد. سریال «پریا» نمونه موفقی است از تولیدات سیما در حوزه نمایش که با پرداخت به یک بیماری ترسناک آن را به یک اتفاق معمول تبدیل کرد و با وجوه آموزشی اش به جامعه آرامش بخشید.
قصه گویی موفق تر از کلاس آموزشی
سریال «پریا» در چند سکانس آن هم در دل سریال و آن هم در لحظات خاص و حساس به یکباره به برنامه های پزشکی تبدیل می شد که این از حسین سهیلی زاده تا حدودی بعید به نظر می رسد. از آنجا که سریال در پارت پایانی گفت و گو با کارشناس و متخصصین این بیماری را در برنامه داشت عجیب بود که موارد آموزشی با دکوپاژی کاملاً آموزشی و گفت و گو محور به سبک برنامه های پزشکی به ریتم کلی کار لطمه بزند. سریال «پریا» می توانست برای تمام موارد آموزش نیز راهکاری در دل قصه داشته باشد. در واقع باید تمهیدی اندیشیده می شد تا سریال این ۱۰-۱۲ سکانس را هم به ذات قصه تزریق می کرد.
پایانی به دور از باور
سریال «پریا» در چند قسمت پایانی با افت محسوسی روبرو شد و فینال سریال نیز این حرکت رو به سقوط را کامل کرد. سریالی که توانسته مخاطبش را ۳۰ قسمت با خود بکشاند، قصه ای که بالا و پایین های مورد نیاز یک درام قوی را دارد. شخصیت هایی که به موقع شکل گرفتند، معرفی شدند و هر کدام متریال و پتانسیل یک قصه کامل را دارند نباید به این راحتی از دست بروند. سریال در چند قسمت پایانی به نوعی در روایت سرعت گرفت. سرعتی که شاید در طول سی و چند قسمت محسوس نبود. اینکه سریال نباید در N تعداد قسمت جمع شود این فرصت را می دهد تا به موقع به نقطه پایانی برسد. اما این اتفاق رخ نداد تا در قسمت پایانی با یک jump (پرش) هفت ماهه اتفاقات یک سکانس حساس به دست فراموشی سپرده شود. سکانس درگیری کیوان، حبیب و سهیل با مرد قمارباز که در نهایت به برخورد سر سهیل به نرده ها انجامید و بازی رامتین خداپناهی در نقش حبیب می توانست شوک مهمی در بخش پایانی سریال باشد که تنها در طول کمتر از ۳۰ ثانیه خرج شد و ما می بینیم سهیل با سلامتی از ماشین پیاده می شود و…
و اوج ماجرا زایمان «پریا» در خانه حبیب و پدرش بود. در حالی که با ازدواج مجدد پریا باید فاصله او و کیوان از حبیب را بیشتر از این حرف ها ببینیم. آخرین قسمت زایمان پریا در خانه حبیب آن هم در شرایطی که کیوان هم حضور دارد دور از منطق به نظر می رسید. حضور همسر فعلی و همسر سابق در قاب های پشت سر هم، هنگام زایمان پریا مخاطب را انگشت به دهان می گذاشت که چگونه می توان نگرانی های حبیب را در این سکانس ها فهمید و درک کرد. سریال «پریا» می توانست خیلی بهتر از این حرف ها به ایستگاه پایانی برسد این پتانسیل هم در قصه وجود داشت و هم در شخصیت هایی که در طول ۴۰ قسمت پرداخته شده بودند. زایمان پریا در خانه حبیب و پدرش تا حدود زیادی مخاطب را که به یک تعریف مشخص از کاراکتر حبیب رسیده بود متعجب کرد بخصوص اینکه برخی از اتفاقات با عرف جامعه فاصله دارد و باورش سخت، که حضور شوهران فعلی و سابق، یک زن را آن هم هنگام زایمان زن، منتظر ببینند و باور کنند. اگر چه بسیاری از عوامل سریال از جمله نویسنده و بازیگر نقش پریا به این مسئله اشاره داشته اند که رییس سابق تلویزیون در فینال و پایان بندی سریال اعمال نظر داشته است و این امر بدیهی هم به نظر می رسد اما این پایان بندی حتماً قابل بحث و بررسی است.

مطالب پیشنهادی

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.