مصاحبه ای خواندنی با امیر حسین آرمان بعد از سریال پریا Reviewed by Momizat on . مجله اینترنتی فانوس : درست است که اسم سریال «پریا» است و طبیعتا تمام ماجراها باید حول محور کاراکتر پریا اتفاق بیفتد اما کاراکتر کیوان از نظر شخصیت پردازی و قصه مجله اینترنتی فانوس : درست است که اسم سریال «پریا» است و طبیعتا تمام ماجراها باید حول محور کاراکتر پریا اتفاق بیفتد اما کاراکتر کیوان از نظر شخصیت پردازی و قصه Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » سینما فرهنگ و هنر » مصاحبه ای خواندنی با امیر حسین آرمان بعد از سریال پریا

مصاحبه ای خواندنی با امیر حسین آرمان بعد از سریال پریا

محبوب کن - فیس نما

مجله اینترنتی فانوس : درست است که اسم سریال «پریا» است و طبیعتا تمام ماجراها باید حول محور کاراکتر پریا اتفاق بیفتد اما کاراکتر کیوان از نظر شخصیت پردازی و قصه ای که برایش در نظر گرفته شده، بیشتر از پریا پیش برنده داستان است.
امیرحسین آرمان که رد پایش را در فیلم های سینمایی زیادی دیده ایم، بعد از نقش کوتاهی که در سریال های «کلاه پهلوی» و «کیمیا» بازی کرد، حالا نقش اصلی این سریال است. با او درباره نقش کیوان و اثری که این سریال در کارنامه کاری او خواهد گذاشت، گپ زده ایم.
درباره ایدز، تلویزیون تا به حال چند سریال کار کرده اما تنها سریالی که تا پیش از پریا خیلی صریح به این بیماری پرداخته بود، یکی از اپیزودهای «داستان یک شهر» اصغر فرهادی بود. آنجا خیلی بی پرده مسئله خیانت و رابطه آن با ابتلا به ایدز مطرح شد و بعد از آن هیچ وقت دیگر تلویزیون با این صراحت به این مسئله ورود نکرد.
– به نظرم تلویزیون خیلی دیر به فکر ساخت سریالی مثل «پریا» افتاده. این آگاه سازی باید خیلی زودتر از اینها اتفاق می افتاد. به خاطر ناآگاهی مردم نسبت به این بیماری، آمار این بیماری دارد بالا می رود. اطلاعات مهم درباره آن، هیچ جا مطرح نشده و مردم درباره اش اطلاعی ندارند. برای همین ترس عجیبی بین همه وجود دارد. خیلی ها حتی می ترسند آزمایش بدهند. درست است که الان برای پرداختن به چنین موضوعی در تلویزیون خیلی دیر است اما باز هم جای امیدواری دارد.

androidonlinenewsimage-aspx
با توجه به بکر بودن داستان و صریح بودن موضوع از همان ابتدا می شد مطمئن بود که سریالی پرمخاطب می شود و شما به عنوان بازیگر نقش اصلی، مورد توجه قرار می گیرید. از این جهت قطعا بازی در این نقش برای تان اهمیت ویژه ای داشته.
– بله. به چند دلیل مختلف از همان ابتدا می شد پیش بینی کرد که «پریا» سریال پرمخاطبی باشد. خود حسین سهیلی زاده که یکی از برندهای تلویزیون در سریال سازی است، مدیوم تلویزیون و مخاطب را درست می شناسد و می داند چطور باید او را درگیر کند. از طرف دیگر قصه سریال دو نکته جذاب داشت که تا به حال از تلویزیون مطرح نشده بود؛ اول عشق و ازدواج نامتعارف و دوم آگاه سازی درباره ایدز.
دقیقا اولین بار است که تلویزیون به ازدواجی نامتعارف تا این حد پر و بال داده و اتفاقا اصلا با این مسئله بد روبرو نشده.
– برای این که ما به ازایش در جامعه وجود دارد. نمی توانیم منکر این مسئله شویم. من کامنت های بسیار زیادی داشتم که پسرهای جوان نوشته بودند انگار داری در پریا نقش ما را بازی می کنی؛ افرادی که با خانمی بسیار بزرگتر از خودشان یا خانمی که پیش از این ازدواج کرده و بچه دارد ازدواج کرده بودند، خیلی با کیوان ارتباط برقرار می کردند. خیلی ها هم در معرض این تصمیم بودند و از ما می پرسیدند حالا به نظرتان چه کار کنیم. بنابراین باید این واقعیت را در جامعه بپذیریم؛ درباره ایدز هم همین طور نمی توانیم بگوییم نیست.
برای هر کسی می تواند این اتفاق بیفتد. ما موردی داشتیم که خانم پنجاه و هفت ساله ایدز گرفته بود و خودش هم نمی دانست چرا مبتلا شده. بعدا متوجه شدیم این خانم مسئول تزریقات یک درمانگاه بوده و خیلی اتفاقی به این بیماری دچار شده. مردم باید آگاهی داشته باشند و بدانند چطور باید با این مسئله برخورد کنند. همه این موارد باعث شد تصمیم بگیرم در این سریال بازی کنم چون من پیشنهادهای دیگری هم در تلویزیون داشته ام اما رد کردم.

androidonlinenewsimage-aspx
پیش از این با «کلاه پهلوی» و «کیمیا» تجربه بازی در سریال تلویزیونی را داشتید. در «کیمیا» با این که نقش تان کوتاه بود، به اندازه خودش اثر گذاشت. موقعی که «پریا» به شما پیشنهاد شد، حس کردید این همان فرصتی است که می تواند اتفاق خوبی برای تان به وجود بیاورد؟
– بله، «پریا» کاری خیلی طولانی بود. باید شش ماه زمان می گذاشتم و طبیعتا نمی توانستم پیشنهاد دیگری را در این مدت قبول کنم اما فکر کردم در این شش ماه بهترین کار سینمایی که می تواند به من پیشنهاد شود چه می تواند باشد؟ بعد فکر کردم این واقعا ارجحیت دارد.
برای نقش کیوان به نظر می رسد مجبور شدید کمی پایین تر از سن واقعی تان بازی کنید؛ چون کاراکتر کیوان هیجانات و ویژگی های جوانی بیست، بیست و دو ساله دارد و باید کمی در این قالب فرو می رفتید.
– در داستان، کیوان تقریبا بیست و هفت، بیست و هشت ساله است. آنقدر کم سن و سال نیست. واقعا نقش کیوان برای من چالش خیلی زیادی داشت. یک جورهایی باید روی لبه تیغ حرکت می کردم. اگر کمی حواسم جمع نبود، شاید کیوان به یک بچه لوس و بی ادب تبدیل می شد. باید جوری اجرا می کردیم که رضایت همه جلب شود و کسی آن را پس نزند.

androidonlinenewsimage-aspx
ما به عنوان یک قهرمان با این کاراکتر روبرو می شویم؛ یک قهرمان واقعی که مقابل پدرش می ایستد، تن به یک ازدواج نامتعارف می دهد و در نهایت کاملا ناخواسته در معرض یک بیماری قرار می گیرد.
– یکی از مهم ترین نکات سریال «پریا» قهرمان محور بودن آن است. ما دیگر مدت هاست چیزی به عنوان قهرمان در هیچ کدام از فیلم ها و سریال های مان نمی بینیم. داستان ها شده شخصیت های زیاد و شلوغ پلوغ با قصه هایی نزدیک به زندگی روزمره. دیگر آن قهرمان سازی اتفاق نمی افتد.
کیوان یکی از قهرمان های این قصه است که خیلی عادل و رئال دارد روایت می شود، برای همین مردم با آن همذات پنداری می کنند. سعی کردم کلیشه ها و چهارچوب هایی را که معمولا در سریال های تلویزیونی وجود دارد بشکنم. خیلی جاها کیوان تپق می زند، اعتماد به نفس ندارد و … همه اینها را به عمد حفظ کردیم تا شخصیت کیوان خیلی ملموس شود.
قبل از شروع کار، برای کیوان یک پیش داستان در نظر گرفته بودید؟ این که قبل از شروع سریال که بوده، چه کار می کرده، چه طرز فکری دارد و اصلا چطور زندگی می گذراند.
– صددرصد. ضمن این که در نهایت هدایت خود آقای سهیلی زاده و تیمش به همراه دورخوانی و تمرین های زیادی که انجام دادیم خیلی کمک کرد. در روزهای ضبط بارها تمرین می کردیم. هر موقعیت را مدت ها به بحث می گذاشتیم. درباره این حرف می زدیم که سکانس های قبلی چه بوده، بعدی چیست و احساسات کاراکتر باید چطور دربیاید و …
منظورم از پیش داستان همان احساسات و عواطفی است که قبل از شروع سریال در کیوان وجود دارد. مثلا ما به عنوان مخاطب حس می کنیم علاقه کیوان به پریا خیلی ریشه دارتر از چیزی است که در سریال نشان داده می شود. این طور نیست که کیوان بعد از سال ها دختر خاله اش را ببیند و به او علاقه مند شود.
– قطعا قبل از این که پریا از ایران برود، چنین علاقه ای وجود داشته و حالا تشدید شده. من خیلی خوشحالم که این مسئله را حس کردید چون دقیقا همین در ذهنم بود و دلم می خواست این طوری اجرا شود تا این حس منتقل شود. شخصیت کیوان چند نکته دارد.
ما اول باید می فهمیدیم مشخصات این آدم چیست. آدمی که زود تصمیم می گیرد، احساسی است، به خاطر از دست دادن مادرش دچار بحران شده، با پدرش زیاد ارتباطی ندارد، تنهاست، دوست های زیادی ندارد و اهل رفیق بازی نیست. آدمی کاملا معمولی است که داریم مدام ما به ازایش را اطراف مان می بینیم. حالا این آدم با این مشخصات با پریا مواجه می شود.
مدت هاست از پریا خوشش می آید. حالا تصمیم می گیرد چه کار کند، چطوری مطرح کند و … از اینجا به بعد با مخالفت های مختلف روبرو می شود و جلو می رود. جلوتر با یک بیماری مواجه می شود و … مواجه کیوان با چندین اتفاق پیچیده مسئله ای بود که زمان اجرا خیلی به همه شان فکر کردیم.
سعید فرهادی بعد از نگارش فیلمنامه «تا ثریا» قصد داشت این فیلمنامه را شروع کند و از جمله نویسنده هایی است که معمولا فیلمنامه را به صورت کامل به کارگردان تحویل می دهد. بنابراین به نظر می رسد شما با یک فیلمنامه کامل روبرو بودید.
– طرح اولیه فیلمنامه آماده بود و موقعی که صحبت کردیم ۱۸-۱۷ قسمت کامل نوشته شده بود ولی طرح در ادامه کمی تغییر کرد.
تعامل با سعید فرهادی به عنوان نویسنده چطور بود؟ به هر حال کاراکتری که او خلق کرده، طبیعتا باید برای این که جان بگیرد مقداری تغییر می کرد.
– آن قدر کاراکتر خوب نوشته شده و شخصیت پردازی درست بود که فقط باید اجرا می شد. این می طلبید که در زمان فیلمبرداری، نظم و دقت زیادی روی کار وجود داشته باشد. شرایطی که آقای سهیلی زاده فراهم کرده بود طوری بود که کاملا توانستیم کار را در بیاوریم.
کیوان در ابتدای ماجرا کسی است که جلوی پدرش می ایستد. مهمانی نامتعارف می رود. ازدواج نامتعارف دارد و … با توجه به شناختی که از خط قرمزهای تلویزیون داریم، انتظار می رود چنین شخصیتی در سیر داستان بالاخره جایی سرش به سنگ بخورد اما این بار تلویزیون کمی متفاوت وارد عمل شده و کیوان صرفا قربانی می شود.
– اتفاقا اگر کیوان هرزه یا معتاد بود و از طریق تزریق ایدز می گرفت یا هوس بازی می کرد و به خاطر خوشگذرانی به این بیماری مبتلا می شد، همه می گفتند به درک! بهتر که اصلا این بیماری را گرفت! اما چون کیوان این طور نبود، همه قربانی بودنش را می پذیرند. این نکته را می شود از داستان برداشت کرد که مخالفت های این جوری می تواند نتیجه عکس داشته باشد.
کیوان پسر بدی نیست، فقط با پدرش مخالفت می کند اما تلویزیون تا به حال چنین مخالفت هایی را این قدر صریح نشان نداده بود.
– خب در همه خانواده های ایرانی این مسئله ممکن است وجود داشته باشد که پدر و پسر، مادر و دختر با هم مشکل داشته باشند و این بسیار باعث خوشحالی است که این تابوها در تلویزیون دارد شکسته می شود و این مسائل نشان داده می شود. شاید یکی از دلایلی که این کار بیننده دارد، همین است چون مخاطب و بیننده ایرانی هم دوست دارد سریال ایرانی ببیند.
شما بهترین سریال های روز دنیا را هم برایش پخش کنید، در نهایت آن چیزی که درگیرش می کند و با آن همذات پنداری می کند، سریال ایرانی است چون زبان خودش است. اگر این سریال و سریال هایی از این دست ساخته شود، مخاطب را بالا می برد و باعث آشتی می شود. حداقل این است که برای این کار کلمه کلیشه ای یا اثری معمولی را نشنیده ام. این هم خستگی ما را در می کند، هم باعث خوشحالی است.
در رسیدن به کاراکتر کیوان کدام بازیگر روبروی تان تاثیر بیشتری داشتند؟ با کدام راحت تر بودید؟
– بازی دیگران به شدت تاثیر داشت. من بیشتر از همه با خانم مستوفی بازی داشتم. فکر می کنم بهترین انتخاب برای نقش پریا، لادن مستوفی بود. اگر کسی غیر از خانم مستوفی آن را بازی می کرد، اصلا پریا شکل دیگری می شد. بعد از او با استاد پاک نیت بیشترین همکاری را داشتم. ماشاءالله انرژی اش عین یک جوان بیست ساله است. هر روز منظم و پر انرژی سر کار می آمد. خدا را شکر، رابطه پدر و پسری خوبی از کار در آمد. اصلا باید بگویم کاری که پشت صحنه خوبی داشته باشد، انرژی اش به جلوی دوربین هم منتقل می شود.
نقش کارگردان در روایت صحیح فیلمنامه «پریا» چقدر پررنگ است؟
در کارنامه کاری حسین سهیلی زاده سریال های پرمخاطب زیادی وجود دارد اما این اواخر چند سریال ناموفق مثل «سه پنج دو»، «دختران حوا» یا «سراب» ساخت و همین باعث شد این تفکر به وجود بیاید که سهیلی زاده کارگردانی است که فیلمنامه ها را به خوبی هدایت می کند؛ یعنی زمانی که فیلمنامه خوبی داشته باشد، کار را به خوبی پیش می برد. با امیر حسین آرمان در این مورد گپ زدیم که به نظرش حسین سهیلی زاده صرفا تکنیسینی است که فیلمنامه را فقط اجرا می کند یا کاملا اثر را با توجه به ایده ها و نظراتی که دارد کارگردانی می کند؟
آرمان در این باره می گوید: «حسین سهیلی زاده یکی از شریف ترین انسان هایی است که با او برخورد کرده ام و یکی از کاربلدترین کارگردان های تلویزیونی است و کاملا بلد است مخاطب را چطور درگیر کند. اصلا این طور نبود که آقای سهیلی زاده فقط دکوپاژ کند چون این جوری قطعا «پریا» با سریال های نازل تلویزیونی فرقی نمی کرد. اول مصاحبه گفتم؛ ما قبل از ضبط، مدام تمرین و دورخوانی داشتیم و هر سکانس را به بحث می گذاشتیم. حتی شده بود به خاطر این که سکانسی در نمی آید، فیلمبرداری را تعطیل کنیم.
بنابراین هیچ کار خوبی بی دلیل نیست. آن فیلمنامه هم که وحی منزل نیست که کامل و درست باشد. سریال محصول یک کار جمعی است. فکرهای مان را با هم یکی می کنیم و به یک وحدت می رسیم. به نظر من فیلمنامه مثل خمیر اولیه است و گروه سازنده در اجرا به آن شکل می دهند. منتها فیلمنامه خوب مثل یک خمیر خوب است که شما می توانید هر شکلی که می خواهید به آن بدهید. این فیلمنامه قابلیت زیادی داشتم و تحقیقات زیادی برای نوشتن انجام شده بود و سر صحنه ها آقای سهیلی زاده شرایط را می سنجید و نتیجه نهایی را می گرفت.»

مطالب پیشنهادی

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.