ارتباط کثیف با دختر تنها در خانه مجردی که پایان خوبی نداشت Reviewed by Momizat on . مجله اینترنتی فانوس : پسر جوان که به خانه مجردی دختری رفت و آمد داشت وقتی از سوی بچه محل های دختر مورد علاقه اش مورد حمله قرار گرفت انتقام گیری خونینی را رقم زد مجله اینترنتی فانوس : پسر جوان که به خانه مجردی دختری رفت و آمد داشت وقتی از سوی بچه محل های دختر مورد علاقه اش مورد حمله قرار گرفت انتقام گیری خونینی را رقم زد Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » مجله خبری » ارتباط کثیف با دختر تنها در خانه مجردی که پایان خوبی نداشت

ارتباط کثیف با دختر تنها در خانه مجردی که پایان خوبی نداشت

محبوب کن - فیس نما

مجله اینترنتی فانوس : پسر جوان که به خانه مجردی دختری رفت و آمد داشت وقتی از سوی بچه محل های دختر مورد علاقه اش مورد حمله قرار گرفت انتقام گیری خونینی را رقم زد.

به خانه مجردی یک دختر  رفت و آمد داشتم که بچه محل هایش کتکم زدند و من ... + عکس

به گزارش رکنا، بیست و هشتم اردیبهشت ۹۴ پسر ۳۳ساله ای به نام علی که سوار پراید بود در جدال با یک موتور سوار در خیابان پاسدار گمنام پیروزی کشته شد

تلاش برای ردیابی عامل جنایت آغاز شد اما پلیس به نتیجه مطلوب نرسید.

۸ روز از این ماجرا گذشته بود که پسر ۳۲ ساله ای به نام بهروز به کلانتری رفت و خودش را تسلیم پلیس کرد. وی به درگیری خونین با علی اعتراف کرد و گفت وی را قربانی دعوای کینه جویانه کرده است.

این پسر صبح شنبه ۱۷ مهرماه امسال در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی و با حضور دو مستشار در حالی پای میز محاکمه ایستاد که پدر و مادر قربانی برایش حکم قصاص خواستند.

سپس بهروز در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: مدتی بود به یک دختر جوان که در خانه مجردی زندگی می کرد علاقمند شده بودم و به خانه او رفت و آمد داشتم. آخرین بار که به دیدن دختر مورد علاقه ام رفته بودم چند نفر از هم محله ای ها که قمه و چاقو در دست داشتند مقابل در خانه آمدند . آنها که به رفت و آمدهای من اعتراض داشتند به صورتم گاز اشک آور پاشیدند و من فرار کردم. همان موقع به پارک سر خیابان رفتم و مشغول شستن چشمهایم بودم که علی هم که از معترضان بود یکباره با لوله آهنی به سمت من حمله کرد و مرا کتک زد و فرار کرد. آنجا بود که کینه او را به دل گرفتم.

وی ادامه داد: عصر با موتورم در محل می چرخیدم که علی و دوستش را سوار پراید دیدم. من و علی با محض روبه رو شدن با هم درگیر شدیم. او با چاقو ضربه ای به دستم زد. من هم با چاقویی که همراه داشتم می خواستم ضربه ای به بازوی او بزنم که دستش را کنار کشید و چاقو به گردنش برخورد کرد. دوست علی به محض دیدن این صحنه از ماشین پیاده شد و فرار کرد. من هم به خانه ام برگشتم و با اروژانس تماس گرفتم. از پشت بام خانه نظاره گر ماجرا بودم که آمبولانس سر رسید و جنازه را با خودش برد. من از ترسم در این چند روز از خانه بیرون نرفتم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را به پلیس معرفی کنم.

وی که سرش را پایین انداخته بود گفت: باور کنید من قصد کشتن علی را نداشتم و از ترسم چاقو کشیدم.

بنا به این گزارش، در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

مطالب پیشنهادی

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.